16 خرداد

طرح جامع پژوهشی شناسایی مخاطب، محتوا و روش تربیت و آموزش

تحقق ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی نیازمند جهاد و تلاش در حوزه‌ها و ابعاد مختلفی ست که احصاء آن‌ها امری بسیار مشکل و حتی غیرممکن است لکن یکی از وجوه اشتراک تمام این عرصه‌ها را می‌توان نیاز به نیروی انسانی متعهد و متخصص دانست.

امری که با تربیت و آموزش مستمر نیروهای هم سنخ و هم هدف صورت می‌گیرد. بنابراین با توجه به اینکه موفقیت در تمام حوزه‌ها، موقوف به موفقیت در زمینه تربیت و آموزش می‌باشد می‌توان یکی از مهم‌ترین زمینه‌ها برای تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی را حوزه تربیت و آموزش بر شمرد که از مهم‌ترین زیرساخت‌های تعالی و پیشرفت همه‌جانبه کشور و ابزار جدی برای ارتقاء سرمایه انسانی شایسته کشور در عرصه‌های مختلف است.
مسئله‌ی تربیت و آموزش از جمله موضوعاتی است که تمام ارکان جامعه را تحت‌الشعاع قرار داده و اساس و پایه‌ی یک جامعه محسوب می‌شود زیرا انجام هر حرکتی چه در محیط اجتماعی و چه در حیطه فردی، مسلماً مبتنی بر آموزه‌هایی است که منجر به شکل‌گیری اعتقاد در فرد و محرکی برای عمل وی خواهد شد.

 

بنابراین برای دست‌یابی به یک جامعه آرمانی که بر مبنای اصول اسلامی ایجاد و اداره شود، بایستی محتواها و معلومات اسلامی در ساختاری مبتنی بر اصول و مبانی اسلامی به مخاطبین انتقال داده شود و از سوی دیگر با ایجاد فضای تربیتی اسلامی و نهادینه کردن اخلاق و ارزش‌ها در بین متربیان که اعضای جامعه را تشکیل می‌دهند، فرآیند تربیت و آموزش را کامل کرد که نتیجه آن تربیت افرادی معتقد به مبانی اسلامی و تحقق سرمایه انسانی اسلامی خواهد بود و این خود مهم‌ترین رکن در تشکیل جامعه اسلامی در تمامی ابعاد است.

 

معمولاً در حوزه تربیت و آموزش عوامل مختلفی را به عنوان عوامل تأثیرگذار بر این حوزه نام می‌برند همچون مدرس، متعلم، سرگروه، منبع آموزشی، مکان آموزش، فضاسازی و ... . لکن می‌توانیم با احصائی عرفی تمام این عوامل را در سه رکن خلاصه کرده و تمام عوامل مؤثر بر آموزش را در آن‌ها جمع کنیم. این سه رکن به ترتیب اهمیت عبارت‌اند از: مخاطب، محتوا و روش.

 

هرچند که محتوا، از استانداردهای لازم برخوردار باشد ولی وقتی به مخاطب مناسب ارائه نشود و یا اینکه از روش‌های متناسب با محتوا و مخاطب، برای انتقال این محتوا استفاده نشود، مشکلاتی در آموزش‌ها دیده می‌شود. حال آنکه مشاهده می‌شود اکثر کسانی که در حوزه تربیت و آموزش نیروها فعالیت می‌کنند به نوعی این سه حوزه را مورد توجه قرار نداده و از آن غافل هستند. توجه به این مشکل ما را بر آن داشته تا این سه ضلع آموزش را مورد توجه قرار داده و تمامی مسائل و مقوله‌های مرتبط با آن‌ها را به صورت دقیق مشخص کنیم تا افراد و نهادهایی که قصد فعالیت در حوزه تربیت و آموزش را دارند، از این مطالب استفاده کرده و آموزش مطلوب را برنامه‌ریزی و اجرا کنند. در حقیقت هدف این طرح آن بوده است که مشخص شود چه موضوعاتی، از چه طریقی و برای چه کسانی باید ارائه شود. اگر بتوان به درستی این سه مجهول را معلوم کرده و پاسخ گفت، می‌توان مدعی شد که آموزش کامل و جامعی ارائه شده است.

 

طرح پژوهشی مخاطب شناسی آموزشی (شهید دقایقی)
طرح شهید دقایقی طرحی پژوهشی است که متولی شناسایی، تقسیم‌بندی و بیان ویژگی‌های مخاطبین بوده و به طور کلی موضوع مخاطب شناسی آموزشی و زوایای مختلف آن را در دستور کار خود قرار داده است.
در این طرح تلاش شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که: چه معیارهایی برای تقسیم‌بندی (سطح بندی یا طبقه بندی) مخاطبین آموزشی مبتنی بر مبانی اسلامی باید وجود داشته باشد و مخاطبین آموزشی به چه دسته هایی تقسیم می‌شوند و هر قسم دارای چه ویژگی‌ها و چه ملاحظاتی برای دریافت محتوای آموزشی هستند؟

روش و سیر پژوهش در طرح شهید دقایقی
هر علمی دارای «موضوع»، «مبادی» و «مسائل» خاصی است اما پرسش اساسی در این طرح آن است که «مبادی» و «مسائل»، چگونه به هم مرتبط می‌شوند؟ در این رابطه، می‌توان از دو الگوی کلی برای چگونگی ارتباط مبانی و مسائل سخن گفت:
الف- الگوی استنتاجی: در الگوی استنتاجی، مسائل علم از مبانی استنتاج می‌شوند. یعنی از طریق برهان و استدلال قیاسی، قضایایی را از مبانی استنتاج می‌کنیم و این قضایای استنتاج‌شده، همان مسائل ما هستند. به نظر می‌رسد این الگو دو ویژگی اصلی داشته باشد: الف- رابطه‌ی میان مبانی و مسائل، یک رابطه‌ی ضروری، منطقی و تخلف‌ناپذیر و برهانی است. ب- به دلیل رابطه‌ی برهانی و منطقی میان مبادی و مسائلِ علم، نیاز به تجربه و رجوع به عالم خارج وجود ندارد؛ زیرا اساساً بر اساس قیاس و برهان، مسائل از مبادی استنتاج می‌شوند و در این نوع علم، کاری با استقراء و تجربه نداریم.
ب- الگوی تفسیری: در الگوی تفسیری، محققان برای رسیدن به قضایای علمی، به جهان خارج رجوع کرده و از استقراء استفاده می‌کنند؛ اما یافته‌های تجربی خود را بر اساس مبانی خاص خود تفسیر می‌کنند. مثلاً یک دانشمند ممکن است با کار استقرائی و تجربه، به این قانون برسد که: «اگر آب به دمای صد درجه برسد، به جوش خواهد آمد»؛ حال اگر این دانشمند در مبانی دارای دیدی توحیدی باشد، همین قانون تجربی را به عنوان تجلی اراده‌ی خدا تفسیر می‌کند؛ اما اگر این دانشمند، در مبانی خود دارای دیدگاهی ماتریالیستی باشد، این قانون را به عنوان یک قانون طبیعی صرف، تفسیر می‌کند.
در طرح شهید دقایقی، از آن‌جا که شناخت تفاوت‌ها و تمایزهای انسانی، با تکیه بر اموری از قبیل مزاج، اقلیم و جغرافیا، فرهنگ و ... به دست می‌آید و این گونه امور از قبیل پژوهش‌های تجربی می‌باشند؛ از الگوی تفسیری استفاده شده است، به این معنا که پژوهشگران یافته‌های تجربی خود را بر اساس مبانی و اصول طرح، تفسیر می‌کنند.

در مورد سیر پژوهش‌های انجام شده بطور خلاصه می‌توان گفت با جمع‌آوری اطلاعات و فیش‌برداری از کتب مختلف علمی، ابتدا بانک اطلاعاتی وسیعی از مطالب مرتبط با طرح به دست آمد، سپس سعی شد از این مطالب هر معیاری که برای تقسیم‌بندی مخاطبین وجود دارد (فارغ از صحیح یا غلط بودن آن) استخراج شود که در نهایت مجموعه وسیعی از تفاوت‌های افراد در قالب معیارهای تقسیم‌بندی مخاطبین گردآوری شد.
در میان این ملاک‌های مختلف به دست آمده، نتایج بخش عمده‌ای از پژوهش‌ها، از محصول نهایی طرح حذف شد و تنها تعداد خاصی از ملاک‌های تقسیم‌بندی باقی ماند. پذیرش و یا رد یک ملاک، براساس مبانی و معیارهای خاصی مانند عدم تنافی با مبانی اسلامی، قابل سنجش بودن و داشتن روش کشف و اثبات، شایع بودن و عمومیت داشتن، مرتبط بودن با امر آموزش - به طور مستقیم یا غیرمستقیم - صورت گرفت.

لحاظ کردن مجموعه‌ی این ملاک‌ها، منجر به این شد که در میان ملاک‌های مختلف جمع‌آوری شده، تنها یازده ملاک در نسخه‌ی نهایی طرح، مورد استفاده قرار بگیرد. این یازده ملاک عبارت‌اند از: 1- ادراکات 2-اقلیم 3-تدیّن 4-جنسیت 5-سبک‌های یادگیری 6-سن 7-عقل 8-قومیت 9-مزاج 10-نقش‌آفرینی 11-هوش.

 


 

 

منابع پژوهشی طرح شهید دقایقی
در طرح شهید دقایقی از علوم و تجربیات مختلفی استفاده شده است. این علوم هم شامل علوم عقلی و هم شامل علوم نقلی می‌شوند؛ همچنین به علوم به وجود آمده در بستر تمدن اسلامی و علوم به وجود آمده در بستر تمدن غرب نیز توجه می شود. علاوه بر این‌ها، تجربیات فعالان تعلیم و تربیت که به صورت مدون در نیامده‌اند نیز مورد استفاده بوده است. هریک از این علوم در جغرافیای کلی طرح، جایگاه خاصی داشته‌اند که به اختصار توضیح داده می‌شوند:
نقشه زیر می‌تواند جایگاه هر یک از علوم را در طرح شهید دقایقی، به وضوح مشخص کند:

 


 


طرح پژوهشی احصاء و طبقه‌بندی محتواهای آموزشی(شهید آوینی)
طرح شهید آوینی طرح پژوهشی ایست که احصاء و طبقه‌بندی محتواهای آموزشی را بر عهده گرفته و زوایای مختلف این موضوع را مد نظر قرار داده است.
منطق مفهومی تقسیم‌بندی محتواها
مجموعه تعلیمات اسلامی از یک لحاظ سه بخش را تشکیل می‌دهد:
الف. اصول عقاید، یعنی چیزهایی که وظیفه هر فرد کوشش درباره تحصیل عقیده درباره آنهاست کاری که در این زمینه بر عهده انسان است از نوع کار تحقیقی و علمی است.
ب. اخلاقیات، یعنی خصلت‌هایی که وظیفه یک فرد مسلمان این است که خویشتن را به آن خصلتها و خوبیها بیاراید و از اضداد آن‌ها خویشتن را دورنگه دارد کاری که در این زمینه بر عهده انسان است از نوع مراقبت نفس و خودسازی است.
ج. احکام، یعنی دستورهایی که مربوط است به فعالیتهای خارجی و عینی انسان، اعم از فعالیتهای معاشی و معادی، دنیوی و اخروی و فردی و اجتماعی»
به این ترتیب می‌توان معارف پیش روی انسان را اینگونه تقسیمبندی کرد:
1. معرفتی ـ شناختی
2. گرایشی ـ اخلاقی
3. رفتاری ـ مهارتی 1. معرفتی ـ شناختی
بُعد اول معارف یعنی بُعد معرفتی ـ شناختی را میتوان با یک جمله توضیح داد: «لا إله إلاَّ الله». تمام معارف دین اسلام در همین جمله کوتاه، خلاصه میشود. ولی باید به یک پدیده بسیار مهم در عصر کنونی نیز توجه داشت و آن دورهای است که ما را از شرک و استکبار به سمت توحید رهنمون میسازد و پلی از نفی به سمت اثبات میباشد. آری هرچند انقلاب اسلامی ایران همان اسلام نابی است که حضرت روح‌الله(ره) از آن تعبیر فرمودند و هیچ استقلالی از اسلام و توحید ندارد ولیکن از این جهت که دوران گذار دورانی بس حساس و با اهمیّت میباشد ما نیز در این برهه‌ی مهم به سر میبریم که باید آن را به دقّت بشناسیم تا در فتن آخرالزمانی با ریسمان ولایت الهی به سلامت عبور کنیم و این همان بصیرتی است که بدون آن راه به جایی نخواهیم برد. به خاطر همین امر در تقسیمبندی خود آن را به صورت مجزا مورد مداقّه قرار دادهایم.
 بر این اساس معارف شناختی را می توان به دو قسمت تقسیم کرد: دشمن‌شناسی، انقلاب شناسی و دین‌شناسی.
2. گرایشی ـ اخلاقی

شایع‌ترین کاربرد اصطلاحی اخلاق در میان اندیشمندان اسلامی عبارت است از «صفات نفسانی راسخ و پایداری که موجب میشوند افعالی متناسب با آن صفات به سهولت و بدون نیاز به تأمل و تروی از آدمی صادر شود». اخلاق باعث میشود تا آنچه که انسان تعقل کرده و بدان رسیده است به قلب او نیز منتقل شده و به آن ایمان پیدا کند؛ و موجب میشود تا انسان آنچه را که فهمیده است به عرصه طلب قلبی او نیز منتقل شود. پیامبر اعظم(ص) و اهل‌بیت(ع) ایشان اسوهی حسنهی امت اسلاماند و دو گروه در همیشهی تاریخ بهترین تأسی کنندگان به اخلاق ایشان بودهاند: علما، شهدا.
آشنایی با سیر و سیره این بزرگان که نمونههای عملی اخلاق اسلامیاند، اگر نگوییم بهتر، حداقل کاراتر از مطالعه اخلاق اسلامی میتوانند انسان را عامل به اخلاق اسلامی کند. با انس گرفتن به سیرهی عملی معصومین(ع)، علماء و شهدای والامقام نه تنها انسان با موضوعات اخلاق اسلامی آشنا میشود، بلکه تحت نظر خاصه این عزیزان نیز قرار میگیرد و سیر و سلوک انسان بسی پربرکتتر و با سرعتی مضاعف همراه خواهد بود. علاوه بر این نیز تجربه ثابت کرده است که این روش هم سریعتر انسان را به مقصد میرساند و هم ثبات بیشتری دارد.
لذا در قسمت گرایشی ـ اخلاقی در کنار پرداختن به مطالب و کتب اخلاقی بر این سه حیطه نیز تمرکز خواهیم کرد و محتواهای جمع‌آوری و تدوین شده در این چهار بخش خواهند بود:
1. اخلاق اسلامی
2. سیره معصومین(ع)
3. سیره شهدا
4. سیره علما
3. رفتاری ـ مهارتی

 

در این بخش ما قصد نداریم معارفی را که در تعریف قسم سوم علم اسلامی، یعنی احکام وجود دارد به طور کامل به مخاطب انتقال دهیم چراکه بسیاری از رفتارها و مهارتها را یک فعال فرهنگی انقلابی ابتدائاً عامل میباشد و نیازی به تذکر نیز نمیباشد بلکه در این بخش مهارتهایی که بیشتر مورد غفلت قرار میگیرند را مدنظر قرار داده و درصدد آموزش آن خواهیم بود. با این نگاه فعالیتهای یک فعال فرهنگی در عرصه عملیاتی دو حیطه اصلی دارد: فردی، جمعی؛ و هر کدام از این دو قسم خود، موضوعات و ریز سرفصل‌هایی را شامل می‌شود. لذا در نهایت موضوعات رفتاری ـ مهارتی را به دو شاخه اصلی تقسیم میکنیم:
1. مهارتهای فردی
2. مهارتهای جمعی

ساختار ارائه موضوعات
اولین و مهمترین نکته در مورد ساختار ارائه موضوعات این میباشد که هدف طرح شهید آوینی آمادهسازی یک جزوهی خلاصه برای هر یک از موضوعات و اصرار بر فراگیری مطالب آن جزوه توسط مخاطبان نمیباشد. به عبارت دیگر این مجموعه یک کتاب نیست. بلکه هدف این اثر راهنمایی مخاطبان در راه دستیابی به معرفت و بصیرت مورد نیاز برای یک فعال جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، با استفاده از منابع موجود میباشد. در ادامه به بررسی ساختار ارائه موضوعات در این مجموعه خواهیم پرداخت.
در حالت پیش فرض در هر موضوع 8 بخش وجود دارد: سرفصلها، کتب، مقالات و نشریات، اساتید، فایل‌های صوتی و تصویری، سایتها، نرم‌افزار و دورههای آموزشی.
«سرفصلها» مهمترین بخش ذیل هر موضوع بوده و سیر محتوایی مطالعه هر یک از موضوعات را ارائه میدهند. به عبارتی 7 بخش بعدی منابعی برای مطالعه این سرفصلها میباشند. سیرهای محتوایی ارائه شده در این بخش، همگی با استفاده از نظرات کارشناسان هر موضوع تدوین شده و تبعیت از این سیرهای محتوایی میتواند اطلاعات جامع و مانعی از هر موضوع به فرد ارائه دهد.
در بخش «کتب» سعی شده است تا مناسبترین کتب مرتبط با سرفصلهای شناسایی شده و مشخصات هر کتاب به همراه چکیده و توضیحات ارائه گردد. «مقالات و نشریات» نیز برخی از نشریات و یا مقالات مناسب و مرتبط با موضوع به همراه مشخصات و چکیده آنها را ارائه میدهد. در بخش «اساتید»، نام و سوابق کلی هر یک از اساتید متخصص در موضوعات مربوطه ارائه شده است. «فایلهای صوتی و تصویری» نیز برخی از فایلهای صوتی یا تصویری مرتبط با موضوع را معرفی میکند. در قسمت «سایتها»، سایتهای مرتبط با موضوع به همراه نام مدیر سایت و معرفی کوتاهی از سایت ارائه شده است.
بخش «نرم افزارها» نرم‌افزارهای مرتبط با موضوع را به همراه نام سازنده و چکیدهای از محتوای نرم‌افزار ارائه میدهد. در پایان نیز در ذیل عنوان «دورههای آموزشی» دورههایی که مرتبط با موضوع بوده و در سطح ملی یا منطقهای اجرا میشده به همراه اطلاعاتی از محتوای دوره معرفی شده‌اند.
 شیوه‌نامه استفاده بهینه
همانطور که در بخش منطق مفهومی نیز اشاره گردید موضوعات ارائه شده در این مجموعه با توجه به نیازهای سه بُعدی یک فعال جبهه فرهنگی تهیه شدهاند و از یک فعال فرهنگی انتظار میرود که نسبت به تمام این موضوعات اطلاعات لازم را داشته و از آن‌ها آگاه باشد. اما فراگیری یکسرهی این موضوعات و براساس ترتیبات پیش فرض ارائه شده در مجموعهی 5 جلدی به زمان نیاز دارد و استفاده از این مجموعه به این صورت فقط یکی از روشهای استفاده از این اثر است. مؤلفه‌های مختلفی هستند که در این شیوه استفاده میتوانند تغییراتی ایجاد کنند:
1 ـ برخورداری از اطلاعات و آگاهی کامل نسبت به برخی موضوعات بر اساس مطالعات قبلی
2 ـ اهمیت مضاعف یک موضوع در منطقهای خاص
3 ـ آماده نبودن مخاطبان برای پذیرش موضوعات خاص به هر علتی روش اول: مطالعه فردی
هر فرد به طور جداگانه و طبق سرفصلهای محتوایی و با استفاده از کتب و سایر منابع معرفی شده به فراگیری موضوعات مبادرت میورزد. روش دوم: مطالعه گروهی
ابتدا اعضای گروه مقرری خاصی را برای مطالعه تعیین کرده و سپس طبق جدول زمانبدی جلسات مباحثه و تبادل نظر در مورد سؤالات و ابهامات باقی مانده برگزار میشود. روش سوم: برگزاری سلسله جلسات
در این روش که قابل اجرا برای مجموعههای فرهنگی است، اقدام به برگزاری سلسله جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ در مورد هر یک از موضوعات میشود. در این روش لازم نیست حتماً گروهی تشکیل شود و بلکه مجموعه مدنظر با اعلام فراخوان برگزاری این جلسات از اعضا و علاقه‌مندان درخواست میکند که در این جلسات حضور داشته باشند و یک نفر از مجموعه و یا خارج از آن که نسبت به سایر اعضا سطح محتوایی بالاتری (در موضوع مدنظر) دارد به ارائه مباحث و مدیریت جلسات پرسش و پاسخ میپردازد. لازم است که این فرد پیش از برگزاری سلسله جلسات موضوع مدنظر را به طور کامل مطالعه کرده و برای اکثر سؤالات و ابهامات خود پاسخ مناسب را یافته باشد تا بتواند از عهدهی ارائهی مباحث و مدیریت این جلسات برآید.
لازم به ذکر است می‌توان سرفصلها را با توجه به نیازها و سطوح مخاطبان سطح‌بندی نمود. به عنوان مثال میتوان موضوع «تاریخ تمدن» را در دو سطح ارائه نمود. روش چهارم: برگزاری جلسات مقطعی و مناسبتی
در این روش که بیشتر حالت سخنرانی خواهد داشت به بیان کلیات مباحث مطرح ذیل هر موضوع پرداخته میشود. به عنوان مثال در ایام دهه فجر میتوان از سرفصلهای موضوع «انقلاب اسلامی» برای برگزاری یک جلسه سخنرانی پربار استفاده نمود. برای تعیین سخنران، هم میتوان از لیست اساتید ارائه شده برای هر موضوع استفاده کرد و هم میتوان از هر استاد مدنظر دیگری استفاده نمود و از وی خواست تا در سخنرانی خود به سرفصلهای ذکر شده در ذیل موضوع مدنظر بپردازد. روش پنجم: برگزاری دورهی آموزشی
در این روش که پیشرفتهترین حالت استفاده از این مجموعه 5 جلدی میباشد؛ هر مؤسسه فعال در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با توجه به نیازهای مخاطبان خود اقدام به برگزاری دورههای آموزشی مینماید و برای تأمین محتوای دوره، از این مجموعه استفاده میکند. این دورهها هم میتوانند معطوف به یک موضوع طراحی شوند و هم میتوانند ترکیبی از چند موضوع باشند که بسته به شرایط و اقتضائات تعیین میشود.

طرح پژوهشی شناسایی، طبقه‌بندی و آسیب‌شناسی انواع قالب‌های تربیتی آموزشی(شهید بابایی)
طرح شهید بابایی طرح پژوهشی است که شناسایی، طبقه‌بندی و آسیب‌شناسی انواع قالب‌های تربیتی آموزشی را بر عهده گرفته و به جزئیات مرتبط با این موضوع پرداخته است.
غایت نهایی این طرح بررسی قالب‌های آموزشی و معرفی قالب‌های آموزشی مطلوب اسلام است به طوری که مشخص گردد که هر یک از قالب‌های آموزشی موجود چه ویژگی‌هایی را دارا بوده، معایب و مزایای آن‌ها کدام است و برای چه نوع مخاطب و محتوایی مناسب می‌باشد. این سخن گرچه به ظاهر کوتاه و ساده به نظر می‌رسد ولی با توجه به آنچه در ادب نقد به ما آموخته‌اند راهی طولانی و پر فراز و نشیب دارد. برای معرفی قالب مطلوب اسلام اولاً باید قالب‌های موجود مورد برسی قرار گرفته و تمام مختصات آن‌ها استخراج شود تا جایی که شناختی کامل از ویژگی‌های هر کدام ولو به صورت اجمالی پیدا شود. این مرحله از کار که نام آنرا شناسایی و طبقه‌بندی قالب‌های موجود قرار داده‌ایم مرحله اول طرح محسوب می‌شود. در این مرحله به این سؤالات پاسخ داده می‌شود که هر قالبی چه تعاریفی دارد، چه انواعی داشته و در چه شرایطی اثربخشی بیشتری خواهد داشت، چه مراحلی را باید برای اجرای صحیح آن طی کرد و ... .
در مرحله دوم با نگاهی نقادانه‌تر به برسی قالب‌ها پرداخته شده تا عیوب اصلی آن‌ها استخراج شود و بتوان در ابتدای مسیر معرفی قالب مطلوب اسلام قرار گرفت. این بررسی مسلماً نیاز به شناختی نسبت به معیارها و مبانی تربیت و آموزش در اسلام دارد یعنی برای نقد دقیق این قالب‌ها باید مطلوب‌های اسلام در حوزه تربیت و آموزش شناخته شود چرا که هر نقدی مبتنی بر مبنایی ست و نقد بی مبنا معنا ندارد. مثلاً یکی از معیارهای قالب آموزشی مطلوب اسلام اینست که حافظه محور نباشد و متربی نیز در سیر آموزش دخیل شود. فلذا مرحله دوم طرح شامل آسیب‌شناسی بر مبنای معیارهای تربیتی آموزشی اسلام است که در ذیل آن استخراج معیارهای تربیتی اسلام نیز قرار می‌گیرد.
پر واضح است که با تکمیل این دو مرحله، نتیجه و غایت نهایی طرح به راحتی حاصل شد و آن معرفی قالب‌های آموزشی مطلوب اسلام است. یعنی قالب‌های به دست آمده را بر اساس معیارهایی که در مرحله دوم استخراج شده مورد ارزیابی قرار داده تا مشخص شود که کدام یک از قالب‌ها منطبق با اصول و قواعد آموزش در اسلام است و کدام یک منطبق نیست. همچنین کدام قالب برای کدام مخاطب و محتوا مناسب است.

 

روش تقسیم‌بندی قالب‌ها
در تقسیم‌بندی قالب‌های آموزشی ملاک‌های مختلفی وجود دارد. عده‌ای قالب‌ها را از جهت ارتباط استاد با مخاطب به یک سویه و دوسویه تقسیم می‌کنند و عده‌ای دیگر به حیثیت مدت‌زمان آموزش توجه کرده و دو نوع موقت و مستمر را ذکر می‌کنند و سایرین ملاک‌های دیگری را برای تقسیم‌بندی در نظر می‌گیرند.
اما آنچه در اینجا مورد توجه ما بوده و آن را ملاک تقسیم‌بندی خود قرار داده‌ایم نسبت و ارتباط استاد و مخاطب است. بر این اساس قالب‌های آموزشی را در یک رویکرد کلی به دو نوع حضوری و غیرحضوری تقسیم کرده‌ایم.
قالب‌های حضوری قالب‌هایی هستند که ارتباط بین دو طرف طیف تعلّم یعنی معلّم و متعلّم مستقیم و به صورت حضوری می‌باشد به طوری که معلم و متعلم هر دو در مکانی واحد حضور داشته و به صورت مستقیم یا به عبارتی چهره به چهره با یکدیگر ارتباط دارند. این نوع قالب‌ها نوع اکمل و اتمّ قالب‌ها در تأثیرگذاری می‌باشند چرا که در آن‌ها معلم با متعلم به صورت حضوری ارتباط داشته و می‌تواند شناختی دقیق از ظرفیت‌های او در یابد و متناسب با شرایط و ویژگی‌های او به بیان محتوا بپردازد. از طرفی متعلم نیز استاد را حضوری درک کرده و به راحتی می‌تواند سؤالات خود را در بین درس مطرح کرده و متناسب با آن‌ها پاسخ بگیرد و در مواردی که استاد شخصیتی برجسته در زمینه اخلاقی باشد از برکت وجودی و قدرت نفس او نیز بهره بگیرد. لذا مهم‌ترین و بهترین قالب آموزشی در نظام تعلیمی اسلامی قالب‌های حضوری است.
قسم دوم قالب‌ها را قالب‌های غیرحضوری تشکیل می‌دهند. قالب‌های غیرحضوری همان‌طور که از نامش پیداست قالب‌هایی هستند که ارتباط معلم و متعلم در آن‌ها به صورت مستقیم نیست و ایندو در یک مکان واحد قرار ندارند. قالب‌های غیرحضوری نیز به دو نوع مدرن (مجازی) و سنتی (غیرمجازی) تقسیم می شوند.
قالب‌های مجازی قالب‌هایی هستند که در آن‌ها از ادوات مدرن ارتباطی استفاده شده و ارتباط افراد در آن یک ارتباط مجازی ست نه حقیقی. این قالب‌ها اضافه بر آسیب‌هایی که بر اثر عدم ارتباط مستقیم با استاد متحمل می‌شوند دارای آسیب‌های خاص ادوات مدرن نیز می‌باشند مثل اینکه معمولاً استفاده از این قالب‌ها نیاز به تخصص و هزینه زیاد دارد که شاید برای همه متعلمین امکان فراهم کردن آن وجود نداشته باشد.
در کنار قالب‌های مجازی می‌توان از قالب‌های غیرمجازی نیز نام برد. این قالب‌ها از طرفی وابسته به ادوات مجازی نیستند لذا از معایب حاصل از آن‌ها مبرا می‌باشند و از طرفی قالب حضوری محسوب نمی‌شوند چون در آن‌ها ارتباط بین معلم و متعلم ارتباط مستقیم نیست.
پس به طوری کلی می‌توانیم تقسیم‌بندی قالب‌های آموزشی را به شکل زیر ارائه دهیم که تقسیم‌بندی‌ای ثنایی ست لذا تمام اقسام قالب‌ها را شامل می‌شود و هر قالبی که در نظر گرفته شود می‌تواند تحت یکی از این انواع قرار گیرد:
 

 


 

 

ساختار ارائه محتوای قالب‌ها
آنچه در طرح شهید بابایی مورد نظر است اولاً احصاء کلیه قالب‌های آموزشی ایست که به نوعی فعالین فرهنگی با آن‌ها سروکار داشته و شناخت آن قالب‌ها برایشان ضروری می‌نماید ثانیاً بررسی آن‌ها از جهات مختلف و در نتیجه به دست آوردن قالب‌های آموزشی مناسب‌تر برای فعالیت‌های فرهنگی می‌باشد. ساختار ارائه موضوعات به شکلی طراحی شده که هر کس به راحتی بتواند شناختی تفصیلی نسبت به ماهیت هر قالب پیدا کرده و در صورت نیاز مقایسه‌ای بین قالب‌ها انجام داده و مزایا و معایب هر یک را با دیگری مقایسه کند و به این ترتیب مناسب‌ترین قالب را برای کار خود انتخاب کند. بر این اساس در این طرح در مورد هر قالب آموزشی، به بیان موضوعات زیر پرداخته شده است:
1.    تعریف: قدم اول در شناخت هر موضوعی، شناخت تعریف آن است. طرح شهید بابایی نیز در شناخت هر قالبی ابتدا تعریفی از آن قالب ارائه نموده است. تعریفی که لزوماً تعریف رایج نیست بلکه سعی شده با توجه به واقعیات، خلاصه‌ترین و عینی‌ترین تعریف ارائه شود گرچه در منبعی ذکر نشده باشد.
2.    مختصات: بعد از آنکه به صورت اجمالی به تعریف هر قالب پرداخته شد، باید به صورتی تفصیلی‌تر آن قالب شناخته شود. این شناخت تفصیلی موقوف بر این است که بدانیم این قالب دارای چه انواع و اقسامی ست و هر یک از این انواع و اقسام با چه هدفی و در پاسخ‌گویی به چه نیازی به وجود آمده‌اند مثلاً سخنرانی شامل سخنرانی علمی، مذهبی، سیاسی و ... می‌شود که هر کدام دارای اهداف جداگانه‌اند و با یکدیگر تفاوت دارند. لذا انواع هر قالب را به همراه اهدافی که هر یک دنبال می‌کنند ذکر کرده و توضیح داده‌ایم و از این طریق ویژگی‌ها و مختصات آن قالب را به طوری تفصیلی‌تر مشخص کرده‌ایم.
3.    مراحل اجرا: اجرایی کردن هر قالبی نیاز به گذراندن یک سیر اجرایی مشخص دارد به طوری که غفلت از این سیر منجر به عدم اجرای آن قالب می‌شود مثلاً اگر برای اجرای دوره، محل اسکان و کلاس‌ها هماهنگ نشده باشد اجرای دوره محال بوده و دوره مختل می‌شود. لذا در این قسمت از طرح شهید بابایی سعی شده تمامی ملزومات اجرایی هر قالب به ترتیب اولویت ذکر شود.
4.    شرایط اثربخشی: در هر قالبی اضافه بر مراحل اجرا یکسری نکات جزئی وجود دارد که نبود آن‌ها گرچه کار را مختل نکند ولی توجه به آن‌ها باعث بهتر اجراشدن قالب می‌شود. در این قسمت سعی شده این نکات جزئی با استفاده از تجارب فعالین در هر قالب استخراج‌شده و ذکر گردد.
5.    مزایا، معایب و آسیب‌ها: هر قالبی دارای مزایایی نسبت به سائر قالب‌ها بوده و درعین‌حال یکسری ایراداتی نیز بر آن وارد می‌باشد. این ایرادات گاهی مبنایی ست که تحت عنوان معایب ذکر یافته و گاهی اجرایی ست که تحت عنوان آسیب‌ها به آن پرداخته‌شده است.
6.    معرفی مجریان موفق: در پایان توضیحات هر قالب، بعضی از مجریان موفق در آن زمینه، به‌عنوان نمونه ذکرشده تا خواننده طرح بتواند به‌عنوان الگو به آن‌ها مراجعه کرده و از تجربیات آن‌ها استفاده کند. لازم به ذکر است که در بعضی قالب‌ها ذکر مجری موفق امکان‌پذیر نبوده لذا این قسمت در آن‌ها ذکر نشده است.

 

روش استفاده از طرح
استفاده‌کنندگان از این طرح سه دسته‌اند که بنا بر نیازی که دارند شیوه استفاده آن‌ها نیز از طرح متفاوت می‌شود:
1.    کسانی که قالب مورد نظر خود را انتخاب کرده‌اند: عده‌ای از فعالین فرهنگی می‌دانند که برای محتوای مورد نظر خود باید از فلان قالب استفاده کنند اما ویژگی‌های ریزه‌کاری‌ها و روش اجرایان قالب را نمی‌دانند. این افراد بهتر است در اولین گام مراجعه‌ای به آن قالب داشته و هر آنچه در مورد آن نوشته شده یکبار مطالعه کند تا تصویری کلی از آن قالب در ذهن خود ترسیم کند. حال اگر قالب مورد نظر را مناسب یافت با استفاده از توضیحات طرح شروع به اجرایی کردن قالب کند و اگر آن را مناسب ندید با مراجعه به قالب‌های مشابه و مطالعه آن‌ها سعی کند قالب مورد مناسب را یافته و طبق آن پیش برود.
2.    کسانی که قالب مورد نظر خود را انتخاب نکرده‌اند: عده‌ای از فعالین فرهنگی اجمالاً می‌دانند که محتوای خود را در قالب‌های حضوری می‌خواهند ارائه دهند یا در قالب‌های مجازی یا غیرمجازی، اما قالب مناسب را انتخاب نکرده‌اند. برای این افراد بهترین روش این است که تمام قالب‌های مشابه را در دست گرفته (مثلاً تمام قالب‌های حضوری را) و با مطالعه بخش مزایا و معایب و آسیب‌ها با استفاده از شیوه مقایسه‌ای بین قالب‌ها مناسب‌ترین قالب را انتخاب کرده و سپس با مطالعه تفصیلی قالب انتخاب شده در صدد اجرای آن بر بیایند.
3.    کسانی که قصد اجرای قالبی را نداشته و هدفشان صرفاً مطالعه است: روش سومی هم برای استفاده از طرح می‌توان فرض کرد و آن مطالعه کل طرح می‌باشند. این روش فقط برای کسانی توصیه می‌شود که می‌خواهند شناختی کلی نسبت به تمام قالب‌ها پیدا کنند و فعلاً قصد اجرای قالبی خاص را ندارند والا اگر با نیت انتخاب قالبی خاص به مطالعه کل قالب‌ها بپردازند احتمالاً در بین کار از هدف بازمانده و درگیر مطالعه قالب‌هایی می‌شوند که شاید هیچ ربطی به کار آن‌ها نداشته باشد.

دوره آموزشی مدیریت فرهنگی(حاج احمد متوسلیان)
در نهایت به منظور بدست آوردن الگویی از برنامه‌ریزی آموزشی که هر سه رکن مذکور یعنی مخاطب و محتوا و روش را در خود جای داده باشد و عینی شده باشد، شروع به برنامه‌ریزی و اجرای دوره حاج احمد متوسلیان(2) کردیم که در نهایت الگوی برنامه‌ریزی آموزشی مطلوب، در آن استخراج و مکتوب شد تا قابل ارائه و انتشار در محیط‌ها آموزشی کشور باشد.

نظردهی