27 فروردين

یادداشت؛ شکرانه بازوی توانا، بگرفتن دست ناتوان است

فرهنگ یاری‌رسانی و مشارکت در انواع مختلف یاریگری قدمت حداقل دوهزار ساله‌ای در تاریخ فرهنگ ایرانی دارد. واژگان بسیار فارسی و عربی مترادف همکاری، مبین کاربرد بسیار آن در زندگی ایرانیان بوده است و اهمیت همکاری را در این جامعه و فرهنگ آن نشان می‌دهد، همچنان که تعدد واژگان زبان اسکیمویی برای برف و تمایزان میان انواع آن مشخص کننده اهمیت برف در زندگی اسکیموها و واژگان مربوط به باران در ایران، نشان‌دهنده اهمیت آن در زندگی و اقتصاد ایرانیان می‌باشد.

واژگانی هم چون: دستگیری، مدد، مددکاری، امداد، یاری، یاوری، یارمندی، یاریگری، پشتی، پشتیبانی، همکاری، انبازی، حصه داری، عون، معاونت، تعاون، معاضدت، مظاهرت، معونت، مشارکت، انفاق و ...و همچنین وجود کلماتی که از ترکیب کارهای اقتصادی مهم و حیاتی با کلمه یاری ساخته شده است اهمیت هم کاری و هم یاری را بیان می کند. واژگانی همچون دامیاری، شدیاری، شن یاری، جوتیار، داشتیاری، گاویاری، آبیاری نیز از این واژگان هستند (فرهادی، 1388:464)[1]. یکی از ویژگی‌هایی که عمدتاً به ایرانی‌ها نسبت داده می‌شود تک‌رو و فردگرا بودن است. خیلی وقت ها برای توجیه عدم موفقیت برخی ورزش‌های جمعی نیز فرهنگ فردی ایرانی را مقصر می‌دانند؛ اما با بررسی فرهنگ تعاون و مشارکت در تاریخ فرهنگی ایران مشخص می‌شود که نه تنها ایرانیان فرهنگی فردی نداشته که کاملاً فرهنگ ایرانی با همکاری و مشارکت عجین شده است.

     البته اتهام تک‌روی به فرهنگ ریشه در ادبیات علمی غرب در مورد ایران دارد آنجایی که دکتر لمتون به نظر می‌رسد برای اولین بار در کتاب مالکان و زارعان در ایران به‌صورت علمی بیان می‌کند: «اما در مورد خود دهقانان باید گفت که آنان نیز در فن همکاری مانند مالکان و دیگر طبقات ایران، ناآزموده و بی‌تجربه‌اند؛ و از این رو دلیلی در دست نیست که نشان دهد، آنان در آینده نزدیک خواهند توانست، امری از امور تعاونی را با کامیابی انجام دهند»(لمتون، 486، 1345)[2]

       این درحالی است که در جای‌جای ایران انواع مختلفی از همیاری شناخته‌شده است که دکتر فرهادی در کتاب خود آن‌ها را به انواع مختلفی ازجمله دگریاری (همترازانه و ناهمترازانه)، خودیاری (مشاع و مفروز) و همکاری میان سویه تقسیم می‌کند (فرهادی، 138: 332).

       آنچه مشخص است ایرانیان از دیرباز فرهنگی مشارکتی برای حل مسائل مختلف اجتماعی و اقتصادی خود داشته‌اند. فرهنگ ایرانی به همراه فرهنگ اسلامی و توصیه‌های به تعاون در اسلام در کنار یکدیگر فرهنگ همکاری و همیاری را به وجود آورده‌اند.

       پس از انقلاب نیز در حوادث مختلف ازجمله 8 سال دفاع مقدس تا انواع حوادث طبیعی همچون سیل و زلزله شاهد همکاری و مشارکت آحاد مردم بوده‌ایم. این ویژگی فرهنگی و شدت یافتن آن در زمانه کنونی و پدیدارشدن آن در حوادث اخیر سیل در کشور نشان‌دهنده ایستادگی و مقاومت فرهنگ ایرانی-اسلامی در مقابل فرهنگ منفعت‌طلب و حسابگر غربی است. در فرهنگ مادی‌گرای غرب که سعی در هجوم همه‌جانبه به فرهنگ اصیل ما را دارد حساب‌وکتاب مادی اولین معیار برای تصمیم‌گیری در مورد مشارکت است. در چارچوب عقلانیت و نظام معنایی غربی معنا ندارد کسی فارغ از اینکه چه جایگاهی دارد، کار و زندگی خود را برای مدت طولانی رها کرده و بدون هیچ‌گونه چشمداشت مادی به کمک هم‌وطن خویش در مناطق سیل‌زده بشتابد و مخلصانه با جان‌ودل به آن‌ها کمک کند؛ اما فرهنگ همیاری در تاروپود نظام ارزشی ایرانی-اسلامی تنیده شده است.

گر از ما کسی را زیانی رسد،

وز آن رخنه، ما را نشانی رسد

چو عاجز شود یار، یاری کنیم

چو سختی رسد، بردباری کنیم (نظامی)

 

[1]. فرهادی، مرتضی، انسان شناسی یاریگری، تهران، نشر ثالث، 1388.

[2]. لمتون، ا.ک.س، مالک و زارع در ایران، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب،1345.

نظردهی