چاپ کردن این صفحه
09 ارديبهشت

یادداشت؛ نگاهی به مهم ترین مدل های تفکیک و تعامل قوا

تفکیک و تعامل قوا به عنوان یکی از موضوعات مهم در نظام سیاسی همواره مورد بحث و بررسی­های فراوانی قرار گرفته است. بخش مهمی از این مباحث شامل انواع مختلف تفکیک و تعامل قوا می­شود که اندیشمندان مختلف درباره آن به اظهار نظر پرداخته­اند. در این یادداشت این بخش مورد توجه قرار گرفته و مهم­ترین مدل­های موجود در تفکیک و تعامل قوا بررسی خواهد شد.

1.مدل سه قوه­ای

تقسیم قوای حکومتی به سه قوه مشهورترین تقسیمی است که در این باره وجود دارد. ارسطو، جان لاک و منتسکیو از جمله مشهورترین اندیشمندانی هستند که قوای حکومت را بر اساس کارکرد آن­ها به سه قوه تقسیم نموده­اند. در این میان دیدگاه منتسکیو به عنوان اندیشمندی که نظریه تفکیک قوا با اندیشه وی گره خورده است، از اهمیت بسزایی برخوردار است. وی قانون را در مرکز دید قرار می­دهد و وظایف دستگاه­های مملکتی را در قبال آن می­سنجد. در نهایت هم سه وظیفه مشخص و متمایز را در قبال قانون که یکی وظیفه وضع آن، دیگری اجرای آن و سومی قضاوت بر اساس آن است ابراز می­نماید. منتسکیو آزادی سیاسی مردم را منوط به تفکیک قوای حکومتی دانسته و در سخنان خود به آسیب­های ناشی از تمرکز قوا اشاره می­نماید[1].

2.مدل چهار قوه­ای

برخی اندیشمندان کارکردهای حکومت را در بیش از سه قوه ترسیم کرده­اند و برای آن قوه چهارمی نیز در نظر گرفته­اند. از جمله این اندیشمندان می­توان به بنژامن کنستان که قوه چهارمی را برای حکومت با عنوان قوه تعدیل­کننده در نظر می­گیرد. این قوه به پندار کنستان بی­طرف و فوق سایر قوا بوده و رئیس مملکت رئیس این قوه به شمار می­آید. اگر میان پارلمان و دستگاه حکومت اختلافی بروز کند، قوه تعدیل­کننده دخالت می­کند و در حدود اختیاراتی که قانون اساسی به آن بخشیده است مملکت را از بحران سیاسی نجات می­بخشد. اگر قانون نقصی داشته باشد یا بر خلاف مصلحت وضع شده باشد، کارگزار قوه تعدیل­کننده می­تواند از توشیح و بالنتیجه اجرای آن جلوگیری کند. اگر مسئولان قوه مجریه فاقد اعتماد نمایندگان باشند یا در اجرای وظایف محول کوتاهی کنند، آنان را معزول می­کند. اگر پارلمان با حکومت در تعارضی آشتی­ناپذیر واقع شود، مجلس را منحل می­نماید (قاضی، 1373: 309-308).

3.نظام ریاستی

نظام ریاستی به نظامي گفته مي­شود که حاکميت در آن به صورت مساوی در دو قوه مجریه و مقننه ظهور می­یابد و حيطه وظايف دو قوه کاملاً از يکديگر متمايز است. در اين نظام رئيس جمهور به عنوان رئيس قوه مجريه به قوه مقننه وابسته نبوده و تحت نظارت و کنترل اين قوه قرار نمي­گيرد (Nanda, 1989: 248). زمینه­های شکل­گیری نظام ریاستی را می­توان در دو متن قانون اساسی آمریکا و اصول انقلاب آن مشاهده کرد. این دو متن توسط پدران بنیان­گذار آمریکا که بنیانگذاران نظام کنونی در آمریکا محسوب می­شوند نگاشته شده است. از جمله این بنیانگذاران می­توان مردانی نظیر بنجامین فرانکلین، توماس جفرسون، جیمز مدیسون، جان آدامز و الکساندر همیلتون را نام برد که جزو بزرگترین اندیشمندان زمان خود بودند (مانبیوت، 1388: 23).

4.نظام پارلمانی

نظام پارلماني مبتني بر ارتباط و تعامل متقابل ميان قوه مجريه و مقننه شکل مي­گيرد و در آن هر دو قوه نسبت به يکديگر ابزارهاي نظارتي و کنترلي در اختيار دارند. در اين نظام رهبري سياسي در پارلمان تجلي مي­يابد و اعضاي پارلمان نيز اعضاي قوه مجریه را به طور کامل يا حداکثری از ميان اعضاي خود برمي­گزينند (Nanda، 1989: 239). اولین نمونه نظام پارلمانی در انگلستان و پس از انقلاب 1688 م. پدید آمد. در این نظام پارلمان به عنوان نهادی که در رأس کشور قرار داشته و قوه مجریه از او ناشی می­شود به وجود آمد؛ البته اعضای خود پارلمان نیز لازم بود توسط مردم انتخاب شوند. از عوامل مهمی که در شکل­گیری این نظام تأثیر بسزایی داشت، اعلامیه حقوق انگلستان بود که در آن ادعاهای قدیمی مبتنی بر امتیاز ویژه پادشاهان بی­اعتبار شده و بر آزادی­های سیاسی در یک دولت تأکید می­شد (زولر، 1388: 91-90).

منابع

  1. زولر، الیزابت. (1388)، درآمدی بر حقوق عمومی، ترجمه سید مجتبی واعظی، تهران: انتشارات جاودانه، جنگل، چاپ دوم، 1391.
  2. قاضی، سید ابوالفضل. (1373)، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، تهران: نشر میزان، چاپ چهاردهم، 1395.
  3. مانبیوت، جرج. (1388)، «پیروزی سهل­انگاری»، ماهنامه سیاحت غرب، شماره 71، خرداد 1388، 25-22.

4. Nanda, T.R. (1989), Dictionary of Political Science, New Delhi: Almon Publications.

 

 


[1] جهت مطالعه بیشتر رجوع کنید به: دو منتسکیو، شارل، روح­القوانین، ص 310 - 296.

google+