16 ارديبهشت

یادداشت، قانون در بستر اندیشه ها

در این روزگار همگان با واژه قانون تا حدی آشنایی دارند؛ چرا که امروزه زندگی فردی و اجتماعی با قوانین گره خورده است و قوانین بسیاری به زندگی زن و مرد ایرانی جهت می­دهند؛ اما این آشنایی سطحی لازم است تعمیق شود؛ از این رو در این نوشتار اندکی پیرامون مفهوم این اصطلاح توضیح داده می­شود. قانون لفظی است معرب که از ریشه (kanon) گرفته شده است. در واقع این مفهوم یک مشترک لفظی است و چندین معنای حقیقی دارد. این بدان دلیل است که این مفهوم در طول زمان و مکان پدید آمده است و اصطلاحاً یک مفهوم زمانمند و مکانمند است. معنای لغوی قانون همان قاعده، ضابطه و دستورالعمل است؛ مثلاً قوانین فیزیک یا قوانین طبیعت (احسانی، 1396: 15).

 این اصطلاح در علوم گوناگون معنای متفاوتی دارد. به عنوان مثال در علم فلسفه، فارابی عقیده دارد که قانون همان قواعدی است که بر پایه روابط حقیقی بین اشیا استنباط می‌شود و مستنبط آن همان حکیمی است که عنوان ریاست اول را به خود اختصاص داده است. هدف چنین قاعده­ای رساندن جامعه به خیر و سعادت است. از سوی دیگر نظر فقیهان پیرامون معنای قانون متفاوت از نوع نگاه فلاسفه مسلمان است. فقیهان شیعه معتقدند که وضع قانون از آن خداوند است و چنین قوانینی دایر مدار مصالح و مفاسد وضع می‌شوند. نقش فقیه هم فهم اراده خداوند است؛ بنابراین ممکن است ادراک فقیه متفاوت از قوانین الهی باشد که در این صورت بحث مصوبه و مخطئه مطرح می­گردد که خارج از موضوع بحث این یادداشت است[1].

علاوه بر دو معنای سابق، اصطلاح «قانون» در علم حقوق دو معنا دارد. قانون در ادبیات حقوقی گاهی به معنای عام به کار می­رود و گاهی نیز در معنای خاص خود استفاده می­شود. معنای عام قانون تمام گزاره­های مکتوب که توسط مقامات صلاحیت­دار وضع می­شوند را در بر می­گیرد؛ مانند آیین‌نامه‌ها و بخش­نامه­ها و قانون به معنای خاص (کاتوزیان، 1374: 120). معنای خاص قانون در علم حقوق مدرن در قرون وسطی در روم شکل گرفت. در این زمان به تدریج با فاصله گرفتن جامعه روم از الهیات مسیحی این معنا برای قانون تعیین یافت. در این دوران قانون همان مصوبه پارلمان است که با تشریفات خاصی وضع می‌شود و به این صورت این اصطلاح گرانبار از پیش‌فرض‌های جامعه مدرن شد (احسانی، 1396: 17 و 25).

در قرن نوزدهم و بیستم میلادی ایرانیان با این مفهوم آشنا شدند. به‌عبارت‌دیگر وقتی روشنفکران و تحصیل‌کرده‌ها ایرانی در دوره قاجار از فرنگ برگشتند؛ مفهوم قانون را در جامعه ایران مطرح کردند؛ مثلاً میرزا ملکم خان ناظم الدوله، میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا عبدالرحیم طالبوف از جمله این افراد هستند. ورود مفهوم قانون به ایران آرام آرام باعث شد که لوازم این مفهوم نیز وارد شود و وقایعِ مشروطه از این قبیل است (ربیع زاده، 1395: 88-89).

بنابراین این مفهومی که از قانون، امروزه مد نظر ماست بسیار متفاوت از مفهومی است که فلاسفه یا فقیهان در نظر داشته­اند؛ چرا که تولد این پدیده در بلاد اسلامی و ناشی از آن تفکر نبوده است و این اصطلاح محصول تفکر غربیان در قرون‌وسطی است؛ از این رو نباید با سهل اندیشی با مفهوم قانون روبرو شد؛ چرا که با توجه به مطالب طرح شده این مفهوم کوله باری از اصطلاحات و معانی را با خود حمل می­کند و بستر فرهنگی و اندیشه­ای خاص خود را می­طلبد.

پی­نوشت

  1. ربیع زاده، علی. (1395)، حقوق عمومی؛ دانش نظام ساز، تهران: انتشارات سدید، چاپ اول.
  2. کاتوزیان، ناصر. (1349)، مقدمه علم حقوق، تهران: به نشر، چاپ دوازدهم، 1369.
  3. احسانی، رضا. (1396)، مفهوم قانون از منظر فقه امامیه و مکتب اثبات‌گرای حقوقی، (پایان‌نامه کارشناسی ارشد)، تهران: دانشگاه امام صادق.

 


[1] برگرفته از سخنرانی دکتر عالی پناه در ارائه­ای علمی پیرامون موضوع «حاکمیت قانون در جمهوری اسلامی ایران» در تاریخ پنجم بهمن ماه 1397.

نظردهی