هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 674

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 714

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 653

04 مرداد
به همت مرکز تحقیقات بسیج دانشگاه امام صادق علیه السلام برگزار شد؛

میزگرد علمی| توسعه به مثابه نظم عمومی در حقوق

نشست «توسعه به مثابه نظم عمومی در حقوق» با حضور دکتر بیگدلی، استاد دانشگاه و آقای بهادری، معاون دفتر مطالعات پژوهشی شورای نگهباندر دانشگاه امام صادق علیه السلام برگزار شد.

در ابتدای جلسه دکتر بیگدلی در پاسخ به سوال مجری مبنی بر اینکه تاریخچه شکل گیری نظم عمومی در حقوق مدرن را بیان نمایید و آیا اساسا نظم عمومی تاریخچه خاصی دارد یا خیر؟! گفت: حقوقی که اینجا از آن صحبت می‌ کنم به معنای law و مدرن آن است و هیچ الان نباید در این گام با فقه و احکام فقهی مقایسه کنیم. اولین بار افلاطون و بعد ارسطو این مسئله را با معنای یونانی آن شرح دادند که اولین تمناها و آروزوی بشر غربی در مورد اتوپیای غرب مدرن هم از این دوره شروع به شکل گیری می کند. اما بشر غربی در دوره یونانی مآبی با نفی نظم عمومی علت تمام بدبختی‌های خود را طلب نظم نظم و قرار دادن زندگی در یک ساختار منظم می‌داند. در دوره قرون وسطی نظم به مفهوم مسیحی آن مطرح می‌ شود و یک تلقی کاملا الهی از آن می‌ شود.

 

 

استاد محترم معتقدند که اصل بحث نظم عمومی به قرن 18 و رنسانس و آنجایی که ما با اتوپیاهای کاملا مدرن مثل لاک، هابز، روسو، منتسکیو، کندرسه، دالامبر، دیدرو و امثالهم مواجه می‌شویم که با تلقی جدیدی از نظم روبرو می‌شویم که بعدا در وبر با واژه‌ای مثل عقلانیت این نظم را تعریف می‌کنید. نظم عمومی در دوران مدرن غرب دائر مدار این است که در راستای ساخت بهشت زمینی و تأمین سعادت بشر باید از آزادی سوژه کاسته شود و تنها تقیید کننده این آزادی، آزادی دیگران است و این خود به تدریج نظمی ایجاد می‌ کند که فقط حد آزادی دیگران حریم شخصی افراد را ساخته است و این یک نظم خود ساخته است و نظم‌ های الهی و مفاهیم مرتبط آن همچون زهد، قناعت، ایمان به غیب و... برای رسیدن به بهشت زمینی بی نظمی و ناکارآمد است. تئوریزه نمودن مفاهیمی چون لیبرالیسم، آزادی، جامعه باز، جامعه مدنی و... باعث ایجاد نظم در جامعه می‌شود.

این وضعیت تا بعد از جنگ جهانی دوم ادامه پیدا می‌کند تا ما به نظم نوین آمریکایی می‌رسیم که با یک سوژه جدید و شدیدتری نسبت به سوژه اروپایی موجه هستیم. آمریکا جهان را به مثابه یک هرم در نظر می‌گیرد که به توصیف بهشت زمینی در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حقوقی پرداخته است و برای هر کدام شاخص داده است.

مثلا در اقتصاد شاخص هایی مثل تورم، ضریب جینی، ضریب فلاکت و ... را مطرح کردند. در سیاست بحث انتخابات آزاد، اراده عمومی پایه مشروعیت دولت ها و... ،در حقوق تفکیک قوا، استقلال قضات، تفکیک حوزه عمومی و خصوصی، وجود قانون اساسی، پایبندی دولت به آراء عمومی و... ، همچنین بقیه حوزه های دیگر را شاخص بندی کرده اند و همه شاخص ها مشخص و مکتوب است.

برای اجرای این شاخص ها سیاست ها(policy paper)را تدوین کرده اند. همچنین پول و نیروی انسانی را نیز در اختیار کشور داوطلب می‌‌گذارند. سالانه هم عملکرد شما را گزارش می‌دهد.

یک سری نهادهای بین المللی هم ایجاد کردند که اینها را پایش می‌کند مثلا بانک جهانی شما را پایش می‌کند و گزارش می‌کند. وام می‌دهد،کارشناس می‌فرستد. ین گزارش‌ها را نیز تمیز منگنه می‌کند و به یونسکو می‌فرستد.

اولین کشوری که از شرقی‌ها مدل بهشت زمینی آمریکایی را پذیرفت ژاپن بود که آمریکا این کشور را متناسب مدل ساخت. دومین مقصد ایران در زمان شاه بود که با وقوع انقلاب اسلامی شکست مفتضحانه ای خورد.

 

اینها به ما نشان دادند که حقوق ابزار کنترل شده است. در آمریکا برای خودشان و ما حقوق طراحی کردند و به نظر من بزرگترین کاری که انقلاب اسلامی می‌تواند بکند نفی بهشت زمینی است. این ایده مشرکانه است. یک موحد نمی‌تواند در زمین بهشت بسازد. بزرگترین رسالت ما نفی توسعه قضایی به صورت مدرن و طلب کردن وضعیت جدید حقوقی است. ما باید حوزه های مختلف کشور همچون حوزه های سیاسی، حقوقی، اقتصادی، فرهنگی و... را با شاخص های خودمان بسنجیم و شاخص های غربی و آمریکایی را رها کنیم.

 

در ادامه بحث مجری نظر استاد بهادری را در این زمینه خواستند که استاد بهادری در مورد مطلب آخر آقای دکتر بیگدلی گفتند که ما توهم بدبختی داریم که این توهم به خاطر شاخص های غربی از جمله تورم است. بعد از آن استاد بهادری خاطره ای از سفر سال گذشته خود به ژاپن مطرح کرد و گفت: اولین چیزی که در مورد ژاپن به ذهنم رسید این بود که گفتم ژاپنی ها آدم‌آهنی های غرب هستند. همچین بیان کردند که ما باید تمرین کنیم تا این نظم موجود را از بین ببریم. عقلا بدیهی است که اگر می‌خواهیم با یکدیگر زندگی کنیم نیازمند نظم هستیم تا بتوانیم تعاملات خود را بر اساس این نظم تنظیم کنیم و رسالت حقوق هم همین است. باید دید هدف از نظم چیست؟ هدفی که غرب تعریف کرده روشن است. هدفشان رهایی و رسیدن به حداکثر آزادی‌های ممکن است و تنها تحدید کننده این آزادی، آزادی دیگران است.

این فرآیند آنها خیلی اخلاقی است که می‌گویند ما می‌خواهیم به شما کمک کنیم به جای جهان سوم تبدیل به جهان دوم و اول بشوید اصلا با اساتید ما مشورت کنید و ببینید چقدر در معیارهای جهانی موفق بودید که علت حضور من در ژاپن شرکت در چنین دوره ای بود. انقدر هجمه تبلیغاتی تاثیر گذار داشتیم که نمی‌توان به راحتی این نظام را به چالش برد. فقط اشکالش این است که خداوندی که ما را آفریده دفترچه راهنمایی برای ما ساخته است. فقه 1400 سال بر اساس ظرفیت تأثیرگذاری در زندگی خصوصی مردم نظام روابط خصوصی افراد همچون بازار و خانواده را سامان داده است که در این زمینه بسیار قوی کار کرده است و به دلیل در اختیار نداشتن دولت به معنای حاکمیت در این مورد زندگی کاری انجام نداده است.

 

 

حال ما بعد از انقلاب آمدیم سراغ این دفترچه برویم که هنوز هم نرفتیم برای همین است که رهبر جامعه باید فریاد بزند که مدل سازی کنید، طراحی کنید، ما به فقه حکومتی نیاز داریم. سختی کار حضرت امیر علیه‌السلام نسبت به پیامبر صلوات الله علیه به نظر من همین بود که زمان ایشان آنچه که طی 25 سال تخریب شده بود باید دوباره ساخته می‌شد، اما پیغمبر(ص)از ابتدا ساختند. در این مدل‌سازی باید حقایق و واقعیت‌ها را مشاهده کرد.

در آخر نیز مجری برنامه به دانشجویان اجازه پرسش و پاسخ داد که در این میان دانشجویی از آقای دکتر بیگدلی پرسید شما تاریخ را کامل گفتید و وضعیت موجود را تفسیر کردید و رویکرد آینده را نیز اشاره داشتید، اما در این میان امام زمان (عج) چه می‌شود؟ و آیا اصلا به جامعه آرمانی می‌رسیم؟

استاد بیگدلی در پاسخ به این سوال گفت: منظور ما مطلوب‌ترین صورت ممکن در زمان غیبت است. پیش فرض ما این است تا امام زمان (ع) نیایند همه چیز درست نمی‌شود اما ما موظف به تلاش هستیم. به اعتقاد من ما هرروز در ایران مدرن تر می‌شویم و فعلا چشم انداز روشنی از توقف مدرنیزاسیون در ایران ندارم. تمام موافقت‌ها و حتی مخالفت‌ها باعث تشدید و قدرت گرفتن این جریان می‌شود.

نظردهی