هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 653

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 652

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 674

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 714

15 مهر

مسئله شناسی جذابیت در رسانه ملی

رسانه موفق، رسانه ای خواهد بود که به میل یا همان لذت بخشی مخاطب بپردازد. مخاطب و خواسته او نقش محوری را در این نگاه دارد و تجربه های عملی هم این را ثابت می کند. حال اگر قرار باشد به خواسته مخاطب بپردازیم پس چگونه در یک رسانه دینی می بایست آن پیام دینی که از طریق ذات باری تعالی و وحی رسیده است منتقل شود؟

مقدمه

محمد رضا فتح الله بیاتی*؛ امروزه، جهان شاهد ایجاد فناوری های نوین اطلاعات و ورود رسانه و ابزارهای ارتباط جمعی مدرن به زندگی انسان ها بوده و تأثیر گسترده آنها بر سنت، فرهنگ، ادبیات، هنر، آداب و رسوم و در پی آن، تغییر شتابنده فرهنگی جوامع را احساس کرده است.

در عصر حاضر هنرهای نمایشی به نوع خاصی از هنر برای انتقال مفاهیم و کارکردهای خاص فرهنگ مبدل شده اند و پیشرفت صنعت و تکنولوژی مزید بر علت شده تا هنرهای نمایشی بتواند مخاطبان بیشتری را جذب کند و دارای تأثیر جهانی شود. در سایه ای این پیشرفت تکنولوژیک ارتباط تصویری یکی از ابزارهای مهم ارتباطات در عصر جدید به شمار می رود و زبان تصویر همان القای بیان غیر مستقیم به مخاطب است. البته نکته مهم و قابل تأمل در اینجا این است که بیان غیر مستقیم خوبی ها و در واقع نشان دادن زیبایی ها پیشینه دینی دارد و در زبان معصومین هم به آن توصیه شده است«کونوا دعاه للناس باالخیر بغیر ألسنتکم». و ائمه معصومین خود پیشگام این خوبی ها بوده اند و برای توصیه دیگران به خوبی ها خودشان آن را انجام می دادند. اما این یک سؤال جدی است که چقدر این نوع ارتباطات تصویری ظرفیت انتقال مفاهیم دینی را دارد؟!

سیر تاریخی مفهوم جذابیت در رسانه

از جمله مهمترین مفاهیمی که تعیین موضوع ما نسبت به آن در فهم رسانه دینی و متناسب انقلاب اسلامی کمک می کند مفهوم سرگرمی و جذابیت رسانه است. تمرکز و محدود کردن توان تولیدکنندگان متعهد به پیام بدون الزام به جذابیت آن از جمله دلایل ناکامی ما در عرصه تولیدات رسانه ای است.

سیر تاریخی نظریات ارتباطات گواه بر اهمیت مفهوم مخاطب و دریافت پیام توسط اوست. تئوری های اولیه(رسانه) فرض را بر این می گذاشتند که مخاطبان به سادگی تحت تأثیر قرار می گیرند. الگوهای تأثیر مستقیم یا مطلق[1]بنا را بر این گذاشته بود که تأثیرات رسانه ها ساده و مستقیم اند و رابطه مستقیمی بین آنچه مردم می خوانند، می بینند و می شنوند و دانش، طرز فکر و رفتار آنها وجود دارد. اما این تئوری در تحقیقات بعدی تأیید نشد و دوام پیدا نکرد.

سپس تئوری تأثیر مستقیم در دهه های 1960 و 1970 با «فرضیه تأثیر محدود»[2] جایگزین شد. آنها دریافتند که رسانه ها حداکثر می توانند باورهای موجود مردم را تقویت کنند، نه این که آنها را دگرگون سازند. به باور این عده، تأثیر فردی افراد بر یکدیگر نقش مهمی در تغییر افکار مردم دارد و در این میان برخی آدم ها از بقیه مهم ترند. این عده را می توان«رهبران فکری» نام نهاد و اهمیت آنها در این است که مردم و رای دهندگان به نظراتشان توجه زیادی نشان می دهند.«رهبران فکری» به رسانه ها توجه زیادی نشان می دهند و سپس آموخته های خود را به دیگران منتقل می سازند و از طریقه ارتباط فردی می توانند تأثیر زیادی برجای نهند.

همچنین در دهه 1960 تحقیقات در مورد تأثیرات محدود، از تمرکز بر رهبران فکری دست برداشت و در عوض بر استفاده ای که مردم از رسانه ها می بردند تمرکز کرد. رویکرد «استفاده و لذت[3]» نسبت به تأثیرات رسانه ای این فرض را مطرح می کرد که مخاطبان نیازها و آرزوهای خود را در فرآیند درک معنا و مفهوم پیام های رسانه ای دخالت می دهند. این نیازها و آرزوها هستند که تعیین می کنند مخاطبان پیام ها را چگونه درک و دریافت کنند.

همانطور که مشخص است در نگاه به نظریات موجود در مورد رسانه یکی از مفاهیم کلیدی که تأکید روی آن به چشم می خورد مفهوم«مخاطب» است. امروزه مخاطب و خواست او به عنوان جهت دهنده خیلی از تولیدات رسانه ای مطرح است. تا جایی که تیراژ از مهمترین مسأله ها و بحث های رسانه های مکتوب به شمار می رود و بالا بودن تیراژ شاخصی برای موفقیت است و هر مجله، روزنامه و ... که تیراژ بالاتری داشته باشد برتر است. در سایر رسانه ها هم مثلا در سینما بیشترین فروش ملاک بهترین فیلم است. در واقع این مخاطب و مخاطب داشتن است که ملاک قضاوت ارزشی در مورد رسانه هاست. حلقه ی وصل مخاطب و یک تولید رسانه ای و اینکه فرایندی طی می شود تا یک تولید رسانه ای پرمخاطب شود مفهومی به نام«جذابیت » است.

ضرورت پژوهش جذابیت در رسانه ملی

اکنون پس از گذشت 35 سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شروع حاکمیت دینی در کشور ایران، به لطف و عنایت امام زمان عجل الله فرجه و رهبری مدبرانه و توانای رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای مد ظله العالی هم اکنون جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که در مقابل بزرگترین مستکبران و جهان خواران ایستاده است شناخته می شود و جزء کشور های قدرتمند منطقه محسوب می شود.این توفیقات قطعا نتیجه حاکمیت دینی و این نوع حکومت مبتکرانه بوده است که توانسته دین را به ساحت اجتماعی وارد کند. انقلاب اسلامی ثابت کرده است که می توان با نگرش اسلامی به باز تعریف مؤلفه های فرهنگی سکولار غربی پرداخت و این همان ضرورتی است که در حوزه رسانه هم احساس می شود.

تلویزیون و رسانه های امروزی محصول دنیای غرب است و برخواسته از اقتضائات خاص آن است و در روند تمدن غرب شکل گرفته و با توجه به روح اومانیستی موجود در تمدن غرب جذابیت در تلویزیون به عنوان هدف قرار گرفته است برای همین «اخلاق» در آن هیچ جایگاهی ندارد. بر این اساس رسانه ما برای ادامه زیست انقلابی خود باید به بازتعریف خود متناسب با نیازها و اقتضائات انقلاب اسلامی بپردازد با وجود مشکل بودن این امر ولی گریزی از آن نیست. باید با تمام همت در جهت ایجاد رسانه ای در شأن انقلاب اسلامی همت بگماریم.

در مورد نسبت و نوع رابطه ی دین و رسانه نظریاتی وجود دارد برخی می پندارند که رسانه ای دینی است که فقط برنامه دینی داشته باشد به این معنا که با نگریستن به رسانه تبلیغ دین شود و آموزه های دینی در آن مطرح شود. برخی دیگر معتقدند که دین به عنوان رأس امور و جهت دهنده تمام ارکان نظام اجتماعی و زندگی فردی باید به عنوان رهبر و شاخص برای رسانه مطرح باشد و روش ها و محتواهایی که در تلویزیون استفاده می شود مورد تأیید دین باشد و مخالف با آن نباشد. این معنای دوم دامنه عمل را گسترده می کند چرا که در آن به تصویر کشیدن موضوعات ارزشی جهان هستی و زیبایی های طبیعت یا روند تکمیلی یا تکاملی پدیدها هم قطعا در رسانه دینی جایگاه دارد.

امروزه اهالی رسانه باید به دنبال این باشند که با بررسی ویژگی های الهی و متعالی وجود آدمی بتوانند عناصر جاذبه و زیبایی و نتیجتا لذت بخشی را کشف کرده و در ساحت عمل مورد استفاده قرار دهند. در این عصر با پیشرفت وسایل ارتباط جمعی، تبلیغ دین و ارائه صحیح نمادهای دینی، تلاشی مضاعف از دردمندان دین می طلبد تا تمام وسایل ارتباط جمعی موجود را با توجه به ظرفیت و اقتضائات آنها در خدمت و تسخیر دین درآورند.

مسئله جذابیت رسانه ملی در بیانات رهبری

در گفتگویی که نشریه پنجره با مقام معظم رهبری در جشنواره سوم فجر در سال 63 داشته اند ایشان در مورد جذابیت فرمودند:

« مسأله جاذبه در فیلم یک نکته اصلی است و نمیتوان جاذبه را در فیلم نادیده گرفت. البته واژه سرگرمی را خیلی واژه خوبی نمیدانیم و بهکار هم نمیبریم. دلمان میخواهد هیچ چیزی به آن معنی سرگرمکننده (مطلق) نباشد، بلکه آگاهکننده و هشیارکننده باشد؛ (چنین اثری) اگر مجذوبکننده هم باشد، هیچ منافاتی ندارد. بنابراین اگرچه از واژه سرگرمی استفاده نمیکنیم، اما جاذبه در فیلم یک عنصر اصلی است. یعنی اگر فرض کنیم که فیلمی برترین پیام‎‎ها را داشته باشد، اما جاذبه لازم را نداشته باشد، گویی هیچ کاری انجام نشده است. مثل این است که انسان در یک اطاق دربسته بنشیند و بهترین مطالب را با بیانی که چندان قابل فهم نیست بیان کند. (در این میان) در ذهن عدهای اشتباهی وجود دارد که خوب است آن را برطرف کنیم.

بعضی‎‎ها خیال میکنند اگر قرار شد در یک فیلم «پیام»(مقصود ما اینجا پیام انقلاب اسلامی است)در فیلمی باشد به همان اندازه باید پیه بیجاذبگی را به تنش بمالد. گویی خیال کردهاند که جاذبه داشتن یک فیلم با پیام داشتن آن منافات دارد. یعنی اگر یک فیلم اسلامی شد و اگر انقلابی شد باید پذیرفت که مقداری بیجاذبه است و بالعکس اگر چنانچه (فیلمی) اسلامی نبود و انقلابی نبود حتما با جاذبه است. این یک معادله درست نیست. چنین فرمولی را ما قبول نداریم. گاهی میشود که خود پیام (به یک فیلم) جاذبه میبخشد.

یعنی محتوا گاهی تکنیک را تحتتأثیر قرار میدهد؛ گاهی یک محتوا خیلی خوب ضعف تکنیک را هم میپوشاند و بیننده حرفی را که دوست میدارد و چیزی را که برایش دلنشین است (از فیلم) میگیرد و آنقدر برایش جالب و جذاب است که حتی ضعف تکنیک را هم متوجه نمیشود.» مقام معظم رهبری در ادامه تصریح میکنند: «آنچه در فیلم و سینما برای ما اصل است پیام است. یعنی اگر (بپرسند) چنانچه قرار باشد این سینما محتوای انقلابی نداشته باشد بازهم برای سینما کار خواهید کرد؟(پاسخ میدهیم) روشن است که نه. پس کسی که با انقلاب همساز و همدل است سینما را برای محتوایی میخواهد که از این انقلاب الهام گرفته است. در درجه اول این برای ما مطرح است، اما میدانیم اگر بخواهد این سینما این پیام را برساند لازم است جاذبهای هم داشته باشد.

پس جاذبه بهعنوان یک ابزار اجتنابناپذیر است و محتوا برای ما یک هدف و مقصد. اگر چنانچه بهترین مضامین در یک شعر بد ریخته شود، اثر مطلوب نخواهد بخشید. (اما) ما در شعر هم نمیتوانیم مضمون را در درج دوم بگیریم. خیر، مضمون در دجه اول است منتها (انتقال) آن مضمون خوب بدون تکنیک شعری خوب اصلا امکانپذیر نیست»

تحریر محل نزاع

امروزه تعریف رسانه ها با مخاطب صورت می گیرد و موفق ترین رسانه، رسانه ای است که بتواند بیشترین مخاطب را جذب کند و نظریات مبتنی بر این تعریف با نام (به عنوان مثال نظریه استفاده و رضامندی(Uses and Gratification) ضمن فعال انگاشتن مخاطب، بر نیازها و انگیزه های وی در استفاده از رسانه ها تأکید می کند و بر آن است که ارزش ها، علایق و نقش های اجتماعی مخاطبان مهم است. بنابراین رسانه ای موفق تر است که بتواند بیشترین رضایت را برای مخاطب به ارمغان آورد. بنابراین رسانه ای، رسانه ای خواهد بود که به میل یا همان لذت بخشی به مخاطب بپردازد. پس مخاطب و خواسته او نقش محوری در این نگاه را دارد و تجربه های عملی هم این که باید به خواسته مخاطب پرداخت را ثابت می کند. حال بحث این است که اگر قرار باشد به خواسته مخاطب بپردازیم پس چگونه در یک رسانه دینی می بایست آن پیام دینی که از طریق ذات باری تعالی و وحی رسیده منتقل شود؟ در واقع این یک دو گانه است انتقال محتوای ایدئولوژیک متناسب با خواسته مخاطب! یکی از مفاهیم کلیدی که در اینجا نقش عمده ای ایفا می کند بحث جذابیت است. مخاطب تا زمانی که جذب تلویزیون نشود امکان تأثیر روی او وجود ندارد. بهتر است بگوییم که اصلا رسانه ای مثل تلویزیون بدون مخاطب وجود نخواهد داشت.

*کارشناسی ارشد رشته فرهنگ و ارتباطات و مسئول گروه سبک زندگی مرکز تحقیقات بسیج دانشگاه امام صادق علیه السلام



[1]. Simple Effect

[2]. limited effects paradigm

[3]. Uses and Gratification

نظردهی