هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 714

01 بهمن

نقدی بر ناواقع‌گرایی اخلاقی

طرفدارن ناواقع‌گرایی اخلاقی بر این باورند که گزاره های اخلاقی انشائی هستند و به همین دلیل از هیچ واقعیت خارجی خبر نمی دهند.

 
نویسنده: احمد صادقی، پژوهشگر دفتر فلسفۀ گروه پژوهش های بنیادی

چیستی نا‌واقع‌گرایی اخلاقی

مکاتب و نحله های اخلاقی به اعتبار‌های مختلفی تفکیک و دسته‌بندی می شوند. از آنجا که در مورد حقیقت جملات اخلاقی نظرات و آراء متعددی در فلسفه اخلاق وجود دارد؛ و از طرفی این مسئله از جمله تاثیرگذارترین مسائل در فلسفه اخلاق می باشد، مکاتب اخلاقی بسته به اینکه گزاره های اخلاقی را انشائی یا اخباری بدانند به دو دسته واقع‌گرا و ناواقع‌گرا تقسیم می‌شوند. طرفدارن ناواقع‌گرایی اخلاقی بر این باورند که گزاره های اخلاقی انشائی هستند و به همین دلیل از هیچ واقعیت خارجی خبر نمی دهند در مقابل واقع‌گرایان اخلاقی جملات اخلاقی را از سنخ گزاره‌های خبری دانسته که بر واقعیت‌های خارجی دلالت می کند.

به عنوان مثال وقتی که گقته می شود «تنبلی بد است.» این گزاره از دید یک ناواقع‌گرا مابه‌ازاء  ندارد و پرده از وجود هیچ واقعیتی بر نمی‌دارد، بلکه صرفا بیان یک احساس، توصیه، هنجار یا توافق است. اما از نظر یک واقع‌گرا این گزاره خبری بوده و خبر از یک حقیقت خارجی می دهد.

 

مکاتب ناواقع‌گرای اخلاقی

وجه مشترک تمام مکاتب ناواقع‌گرای اخلاقی این است که احکام اخلاقی را خبری نمی دانند اما در اینکه  چه تبیینی از این احکام و گزاره های اخلاقی دارند به چندین دسته تقسیم می شوند، که به صورت بسیار مختصر به  مهم‌ترین آنها اشاره می شود:

 

الف- احساس‌گرایی:يگانه كاركرد و نقش احكام و جملات اخلاقي، از نظر این دسته، اين است كه احساسات خاص گوينده را ابراز كرده و احياناً احساسات مشابهي را در شنونده نيز برمي‌انگيزان‌ند. گزاره«تنبلی بد است.» تنها نشان دهنده احساس خاصی است که گوینده نسبت به «تنبلی» دارد.

 

ب- توصیه‌گرایی:توصیه گرایانی مانند هير بر اين باوراند كه كاركرد اساسي و اصلي گفتارها و احكام اخلاقي، عبارت است از توصيه و هدايت مخاطب و ارائه‌ی دستورالعمل رفتاري به او. در اینجا گزاره«تنبلی بد است» به این معناست که «تنبل نباش!».

 

ج- جامعه‌گرایی:جامعه گرایان مفاهیم اخلاقی را مانند «خوب و بد» و «باید و نباید» را برآمده از جامعه و خواست جمعی می دانند و بنابراین، آن را با توجه به خواست جمعی تعریف می کنند. از نظر یک جامعه‌گرا «تنبلی بد است» به این معناست که در این جامعه ی خاص تنبلی هنجار نیست.  

 

د- قرارداد‌گرایی:در این نظریه اخلاقی افراد تنها به خاطر حفظ منافع خود دست به وضع یک سری قراردادها  می زنند؛ که خوب نمایانگر وفای به توافق و قرارداد است و بد بر تخلف از قرارداد و پیمان شکنی دلالت دارد. «تنبلی بد است» در اینجا به این معناست که تنبلی کردن یکی از مصادیق تخلف پیمان و عهدشکنی محسوب می شود.

 

ه- نظریه امرالهی: بر اساس نظريه امر الهي، هم فهم معنای «خوب و بد» و «بايد، نبايد» و امثال آن وابسته به امر و نهي الهي است، و هم خوبي يا بدي و بايستگي يا نبايستگيِ افعال اختياري انسان نيازمند ورود حكم الهي است. «تنبلی بد است» به این معنا خواهد بود که خداوند از تنبلی نهی کرده است.

نقد ناواقع‌گرایی اخلاقی

 

در اینجا تنها در پی برشمردن لوازم و نقدهایی هستیم که  بین تمام مکاتب ناواقع‌گرای اخلاقی عمومیت دارد و نه نقد های خاصی که به صورت جداگانه به هر کدام از این مکاتب وارد است.

 

الف- صدق و کذب ناپذیری:از آنجا که صدق یعنی مطابقت یک قضیه با واقع و کذب یعنی عدم مطابقت یک قضیه با واقع. از این رو نه بررسی درستی و یا نادرستی یک مکتب یا دیدگاه اخلاقی امکان پذیر خواهد بود و نه دلیلی خرد پسند برای ترجیح مکتبی یا دیدگاهی بر مکتب یا دیدگاه دیگر وجود دارد.

 

ب- نداشتن معیاری برای معقولیت احکام اخلاقی:اگر نتوان به گونه ای پای استدلال و برهان را در اخلاقیات باز کرد، نمی توان مکاتب و دیدگاه های اخلاقی را ارزش گذاری کرد. تبیین عقلانی احکام اخلاقی، تنها زمانی ممکن است که میان ارزش ها و حقایق عینی رابطه ای منطقی برقرار باشد.

 

ج- کثرت‌گرایی اخلاقی:همه ی نظریات اخلاقی به یک اندازه قابل قبول خواهند بود. و حتی دو جمله «راست گویی خوب است»و«راست گویی خوب نیست» به یک اندازه قابل قبول است.

 

د- نسبی‌گرایی اخلاقی:وقتی احکام اخلاقی تابع امیال فردی یا علایق اجتماعی بودند و هیچ ریشه‌ای در واقعیات خارجی نداشتند بالطبع با تغییر میل و ذایقه افراد یا گرایش های اجتماعی آنان، قضاوت های اخلاقی آنها هم دستخوش تغییر و دگرگونی قرار می گیرد.

نظردهی