هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 714

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 674

12 بهمن

وطن توحیدی و مسئولیت جهانی

مطلب حاضر، چکیده‌ای است بسیار مختصر، از سخنرانی اول از مجموعه‌ سخنرانی‌های استاد محمدحسین ملک‌زاده، با عنوان «وطن توحیدی»، که توسط موسسۀ نرم‌افزاری آرمان منتشر شده است.

سید علی سیدی فرد؛ مسئول گروه پژوهش های بنیادی مرکز تحقیقات بسیج دانشگاه امام صادق

مطلب حاضر، چکیده‌ای است بسیار مختصر، از سخنرانی اول از مجموعه‌ سخنرانی‌های استاد محمدحسین ملک‌زاده، با عنوان «وطن توحیدی»، که توسط موسسۀ نرم‌افزاری آرمان منتشر شده است. استاد در این سخنرانی، خطوط کلی نظریۀ وطن توحیدی را طرح می‌کنند. نوشته‌ای که در پی می‌آید، برداشت نویسنده از آن مطالب است. نظریۀ وطن توحیدی، نظریه‌ای است بسیار پیشرو، کارآمد و برگرفته از متن تعالیم اسلامی. در این سخنرانی، اموری نظیر: «حدود خدمت‌رسانی به دیگران»، «ملاک اولیت در خدمت‌رسانی»، «نقش قرابت در مسئلۀ خدمت‌رسانی»، «نوع نگرش به خدمت» طرح می‌شوند و در پایان، ایشان برخی از اشکالات محتمل نسبت به این نظریه طرح و نقد می‌کنند. خطوط کلی این نظریه را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد:

  1.  

  2. نفی انحصارگرایی در امر خدمت‌رسانی:اندیشۀ وطن توحیدی با هرگونه دیدگاه انحصارگرا در مورد خدمت کردن و رحمت‌گستری نسبت به گروهی خاص مخالف است؛ چه این انحصارگرایی صریح و رادیکال باشد، از قبیل قبیله‌گرایی و قوم‌گرایی؛ و چه در پوشش این استدلال که «هر چند اندیشۀ خدمت‌رسانی به تمام مُواطنین وطن توحیدی و عالم بشریت صحیح است، اما چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است».

  3.  

  4. حدود خدمت رسانی و رحمت گستری:شهروندان و مواطنین وطن توحیدی هر کدام به اندازۀ وسع و توان خود وظیفه دارند که به ابناء بشر، فارق از رنگ، نژاد، جنسیت، قومیت و حتی مذهب، خدمت کنند؛ رحمت‌گستری و خدمت‌رسانی، چه مادی و چه معنوی، شامل تمام بشریت می‌شود.

  5. معیار اولویت در خدمت‌رسانی:می‌توان به عنوان قاعده بیان کرد که ملاک اولیت در خدمت‌رسانی، نیازمندی و احتیاج بیشتر است. کسانی که احتیاج بیشتری به خدمت‌رسانی دارند، نسبت به سایرین در اولویت می‌باشند. به تعبیر دیگر می‌توان از قاعده‌ای با عنوان «اَلاَحوَج فَالاَحوَج»، در امر خدمت‌رسانی تبعیت کرد. هیچ‌ یک از دیگر ملاک‌ها، نظیر قرابت و خویشاوندی، ملاک اصلی و مبنایی در امر خدمت‌رسانی نمی‌باشند.

  6.  

  7. نقش قرابت در مسئلۀ خدمت‌رسانی:اگر گفته می‌شود که اَقربین و نزدیکان در امر خدمت‌رسانی اولویت دارند، این اولویت به سبب مرجّحات خاص دیگری است و خود قرابت، ملاک اولویت نیست. این مرجحات اموری هستند نظیر: «آشنایی بیشتر با نزدیکان برای خدمت‌رسانی»، «نزدیکی مکانی و دسترسی بیشتر برای خدمت به آنها»، «امکانات بیشتر برای خدمت به آنها» و «این مطلب که اگر ما به آن ها کمک نکنیم، ممکن است افرادی دیگری از دیگر نقاط برای خدمت‌رسانی به آن‌ها پیدا نشوند.

  8.  

  9. نوع نگرش به خدمت: در باب نوع نگرش به خدمت، دو نکته قابل ذکر است: الف- به لحاظ روانی باید خدمت‌رسانی را به عنوان یک وظیفه و مسئولیت تلقی کرد. در واقع ما محتاج خدمت‌رسانی به دیگران هستیم، نه آن‌ها؛ زیرا در غیر این صورت، در دادگاه عدل الهی سرافکنده خواهیم بود. ب- هرچند ممکن است در ابتدای خدمت‌رسانی و عمل به این تکلیف الهی، شخص آن را به مثابه یک تکلیف و مسئولیت تلقی کند؛ اما به مرور زمان کسی که طعم لذت این عمل را می‌چشد، بر اساس فطرت انسانی‌اش احساس شادی و لذت می‌کند و آن را صرفا به عنوان یک تکلیف و وظیفه نمی‌نگرد. البته کسی که با دینداری، و نه فقط به جهت پیروی از فطرت، به این عمل را انجام می‌دهد و اراده‌اش را در ارادۀ حق فانی می‌کند، مرتبۀ بالاتری دارد.

  10.  

  11. پاسخ به دو اشکال: الف-برخی از آیۀ «و انذر عشیرتک الاقربین»این گونه استفاده کرده‌اند که به عنوان یک قاعده، ابتدا باید به نزدیکان خدمت‌رسانی کرد و سپس باید دورترها را مورد عنایت قرار داد. به تعبیر دیگر از این آیه چنین استفاده می‌کنند که نزدیکان اولویت دارند. چنین برداشتی نادرست است و چنانکه بزرگانی مانند امین الاسلام طبرسی در جلد هفتم مجمع البیان و علامۀ عالی‌مقام، محمد حسین طباطبایی در جلد پانزدهم تفسیر المیزان بیان کرده‌اند، اختصاص انذار به اَقربین در این آیه، مُشعر به این معناست که در دین خدا تسامح و مداهنه وجود ندارد و حتی اَقربین و نزدیکان هم استثناء نیستند؛ و به تعبیر علامه، شیوۀ خداوند و رسولش شیوه‌ای ملوکانه نیست که قوانینشان تنها برای رعیتشان باشد نه برای خودشان. ب-ممکن است کسی به قاعدۀ فقهی «الاقرب یمنع الابعد»، تمسک نماید و چنین اظهار کند که بر اساس این قاعده، اَقربین در امر خدمت‌رسانی نسبت به دیگران تقدم دارند. اما باید توجه داشت که این قاعده مخصوص باب ارث در فقه است و عمومیت و شمول ندارد. بنابراین تمسک به این قاعده در این مسئله، درست نیست.

نظردهی