چهارشنبه, 03 شهریور 1395 ساعت 16:04

الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت لازمۀ شکل گیری تمدن نوین اسلامی/ گفتگو

حجت الاسلام و المسلمین دکتر غلامی با ماهنامه شیرازۀ کتاب

الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت لازمۀ شکل گیری تمدن نوین اسلامی

گفتگوی حجت الاسلام و المسلمین دکتر رضا غلامی با ماهنامه شیرازۀ کتاب

شماره ۱۰ و ۱۱ فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۵

اگر بخواهید اهمیت الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت را در کوتاه ترین جملات توضیح دهید، چه خواهید گفت؟

دست یابی به الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، برای انقلاب اسلامی یک امر صد در صد حیاتی است. به بیان دیگر، تداوم انقلاب و تحقق رسالت الهی آن، جز با جاری کردن احکام و ارزش های اسلام در رگ های جامعه و شکل گیری پیشرفت اسلامی ممکن نیست. بنابراین، من کاری را در حوزه فکر، مهم تراز این پیدا نمی کنم. نیروهای فکور و توانمند در جبهه انقلاب اعم از حوزوی و دانشگاهی باید مجاهدانه به صحنه بیایند و با تمام قوا کار کنند. هیچ کس منتظر دیگری نماند؛ کار در این زمینه محصور به جای خاصی نیست؛ همه کار کنند. البته توجه داشته باشیم رسیدن به الگو آسان نیست. در حقیقت، الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت یکی از عالی ترین جلوه های سیستم تعالیم اسلامی است که جز با یک کار همه جانبه و پیچیده اجتهادی متولد نمی شود.

از نظر جناب عالی چه نسبتی میان الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت با علوم انسانی اسلامی و تمدن نوین اسلامی وجود دارد؟

الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت مولود علوم انسانی اسلامی است نه علوم انسانی سکولار و غربی؛ لذا اگر یک مثلث را در نظر بگیرید، رأس این مثلث، علوم انسانی اسلامی قرار دارد. از طرف دیگر، الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت لازمه شکل گیری تمدن نوین اسلامی است؛ بنابراین، در یک سمت پایین این مثلث الگو و در سمت دیگر آن تمدن نوین اسلامی قرار می گیرد. امروز جبهه انقلاب با دست خالی در هر سه عرصه مشغول کارهای مهمی شده است و انشاالله در آینده نه چندان دور، شاهد ثمرات عینی آن خواهیم بود.

وقتی صحبت از الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت می کنیم، مرادمان چیست؟ آیا الزاماً داریم از سندی فرادستی صحبت می کنیم؟ چه کسی یا چه نهاد و مجموعه ای، متولی رسمی تدوین و تصویب این سند است؟

بنده بر خلاف کسانی که تصور می کنند الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت یعنی یک منشور، سند و یا یک دستورالعمل چهل – پنجاه صفحه ای، اعتقاد دارم الگوی پیشرفت یعنی جریان مواج، پرقدرت و بی رقیب فکر اسلامی در جامعه. در حقیقت، الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، جریانی است که بر اساس یک تفکر پخته و قدرتمند اسلامی، و با احاطه بر قلوب انسانها، مسیر جامعه را تغییر می دهد و در فرهنگ، در سیاست و در اقتصاد، جامعه را به سمت حیات طیبه اسلامی هدایت می کند. حیات طیبه، اجمالا حیاتی است که مواهب مادی و رفاه، آن هم بر اساس عدالت اجتماعی هست، لکن مسیر انسان و جامعه، مسیر تکامل روحی و معنوی است نه مسیر فرورفتن در دنیا و ماندگار شدن در آن. از این که بگذریم، شما اگر به غرب هم نگاه کنید، چیزی به نام دستورالعمل یا سند پیشرفت پیدا نمی کنید. آنچه از انقلاب صنعتی به بعد در غرب رخ داد، شکل گیری یک جریان قدرتمند ماتریالیستی در جهت کسب رفاه و لذت بیشتر و فزون خواه بود که تحت تسلط نظام سرمایه داری به پیش رفت. در واقع، نظام سرمایه داری جریانی را بوجود آورد که شنا کردن بر خلاف آن جریان ممکن نبود؛ نه اینکه آن جریان منتقدانی در خود غرب نداشت، مگر سوسیالیست ها نبودند؟ بله، منتقدان سرسختی هم داشت لکن آنها قدرت شنا کردن بر خلاف جریان حاکم بر غرب را نداشتند و نهایتا به انزوا کشیده شدند. حالا اینکه چقدر غرب در قرون اخیر توانست رفاه و برخورداری از زندگی را همگانی کند حرف های جدی وجود دارد، باید بیاییم و ببینیم چرا الان جنبش بزرگی به نام جنبش وال استریت با شعار اعتراضی “حاکمیت یک درصد بر نود و نه درصد” شکل گرفته است. علی ای حال، عرض حقیر این است که این گفتمان برآمده از تفکر اسلامی پیشرفت است که جامعه را در جهت رسیدن به اهداف به طور هماهنگ به حرکت در می آورد. وقتی از گفتمان صحبت می کنیم، منظورمان گفتمان غالب و مسلط است. اگر چنین گفتمانی بوجود بیاید، جامعه عمدتا به صورت خودجوش خود را با تفکر پیشرفت اسلامی وفق می دهد و حتی نیازهای پسینی الگو، مثل بازنگری و تحول در سیستم ها و غیره را انجام می دهد لذا گفتمان مسلط، هم به تَکمیل حلقات به هم پیوسته الگو کمک می کند، و هم زمینه طبیعی جاری و ساری شدن الگو را مهیا می کند. حالا سئوال می شود که آیا ما در گفتمان سازی باید پا جا پای غربی ها بگذاریم؟ پاسخ من این است که خیر؛ تفکر اسلامی خودش درباره گفتمان سازی حرف ها و تجارب جدی دارد. قوه محرکه در جامعه اسلامی جذابیت های مادی نیست؛ روش اسلام برای پیش بردن جامعه روش الهی و معنوی است، همان روشی که پیامبران الهی (ع) استفاده کردند و ره صد ساله را یک شبه طی کردند. امام خمینی ( رضوان الله تعالی علیه ) نیز از روش پیامبران الهی استفاده کرد و قلوب مردم ایران را به انقلاب گره زد و همچون یک سونامی همه چیز را ظرف چند سال دگرگون ساخت. البته اینکه نظام برای هدایت دستگاه های کشور یک سند راهبردی داشته باشد ایرادی ندارد، ولیکن الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، مساوی یک سند راهبردی نیست. اینکه سئوال فرمودید چه نهادی متولی تصویب سند است؛ به نظرم اگر روزی چنین سندی تهیه شود، به دلیل هم جنسی آن با سیاست های کلی نظام، تصویب نهایی و ابلاغ آن بر عهده رهبر بزرگوار انقلاب ( مد ظله العالی ) می باشد.

برای قوام یافتن، تدقیق و تعمیق این الگو، علی القاعده به حرکت و اقدام مجموعه های خودجوش مردمی نیاز است. به نظر شما آیا چنین حرکتی در میان این مجموعه ها آغاز شده، نضج گرفته و قوت پیدا کرده است؟

بله، قطعا این کار بدون مشارکت حقیقی مردم به ویژه نخبگان جوان، مؤمن و انقلابی به نهایت نمی رسد. به لطف الهی،از زمان طرح نخستین بار این موضوع از سوی رهبر انقلاب در سال ۱۳۸۵، شمار قابل توجهی از اشخاص و موسسات مردمی جبهه انقلاب در حوزه های پژوهشی، احساس مسئولیت کردند و با دست خالی و به سبک مدیریت جهادی اقداماتی را آغاز کردند. من تا این اواخر برداشت دقیقی از کارهای مردمی در این زمینه نداشتم و تصور می کردم کار درخوری از سوی آنها انجام نشده است؛ اما اخیرا که نشستی با حضور این مجموعه ها در مشهد برپا شده بود، دیدم نه، خیلی کارهای بزرگی انجام شده و می توان روی آنها حساب باز کرد. بحمدالله در حال حاضر این مجموعه ها به دنبال متحد شدن و هم افزایی در این زمینه هستند و این امر برای امثال ماها حقیقتا خوشحال کننده است.

الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، باید مبنای تدوین برنامۀ توسعه قرار گیرد. به نظر شما، آیا برنامه ششم توسعه بر چنین مبنایی تدوین شده است؟

بله، قانونا باید این اتفاق با محوریت دولت بیفتد اما این قانون قبل از تشکیل مرکز الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت از طرف رهبر معظم انقلاب به تصویب رسیده بود و جا داشت بعد از دستور روشن مقام معظم رهبری در این زمینه، قانون مورد بازنگری قرار می گرفت و مسئولیت تهیه سند راهبردی الگو، قانونا به مرکز الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت سپرده می شد. لکن مجلس در این زمینه سهل انگاری کرد. دولت فعلی هم که بی علاقه به این کار نبود، چیز سبک و بی ارزشی را به اسم الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت تهیه کرد که انسان از احتمال انتساب آن به نظام جمهوری اسلامی شرمگین می شود. در حقیقت، کاری که دولت یازدهم در این زمینه و در سایه سکوت مرکز الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت و البته با استفاده از سابقه مطالعاتی خود در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام انجام داده است یک سری کلیات ابوالبقاء، آن هم با روح توسعه غربی است و رابطه ای با تفکر مترقی و جامع اسلام در عرصه پیشرفت ندارد لذا امیدوارم مجلس و شورای نگهبان آن را قاطعانه رد کند.

در برنامه ششم توسعه، نقش حاکمیت در هدایت جامعه چگونه دیده شده است؟ آیا شما نیز اعتقاد دارید که این برنامه بر اساس همان نگاه های «ما نمی خواهیم مردم را به زور به بهشت ببریم» و «کاهش نقش حاکمیت در سیاست گذاری فرهنگی» تدوین شده است؟

به نظر من، پیش نویس برنامه ششم توسعه یک افتضاح در زمینه برنامه نویسی در تاریخ انقلاب است. به خصوص وقتی به بخش های فرهنگی و اجتماعی آن نگاه می کنید، تحقیر عمیق فرهنگ را در آن به وضوح مشاهده می کنید. چیز امیدوار کننده ای برای اصحاب فرهنگ ندارد و آثار تفکرات نخ نماشده ی لیبرالیستی در آن دیده می شود. واقعا سئوال بنده این است که آیا اینگونه میخواهیم در برابر تهاجم فرهنگی بایستیم؟! البته فکر می کنم بعضی از دست اندرکاران تولید برنامه ششم، خصوصا در عرصه فرهنگ، اعتقادی به تهاجم فرهنگی و جنگ نرم ندارند و الا اینگونه مظلومیت فرهنگ را تشدید نمی کردند. در زمینه مقابله با آسیب های اجتماعی، در زمینه فضای مجازی و مسائل زنان و خانواده نیز برنامه ششم جهت گیری صحیحی ندارد و متناسب با یک نگاه سیاسی – جناحی خاص و انفعال در برابر غرب تهیه شده است. اینکه شما فرمودید، آیا برنامه براساس همان نگاه ” ما نمی خواهیم مردم را به زور به بهشت ببریم” تدوین شده است، می گویم بله، تا حد زیادی متأثر از این نگاه پوچ است. نگاهی که اسلام ناب پشیزی برای آن ارزش قائل نیست. حکومت اسلامی می خواهد مردم را با هدایت ها و بسترسازی های درست و منطقی بهشتی کند و وظیفه دارد موانع را از سر راه مردم و جامعه کنار بزند. اگر شما می خواهید نام مقابله با فساد و تبهکاری را زور بگذارید، مختارید، اما حکومت اسلامی ابایی از برخورد با ریشه ها و مظاهر فساد و تبهکاری فرهنگی ندارد. حکومت اسلامی بر خلاف رویه نظام لیبرال، در هر شرایطی خود را مسئول سلامت و آزادی فرهنگی جامعه می داند و برای آن از محل بیت المال هزینه می کند.

گفته می شود که برخی نگاه های نئولیبرالی حاکم بر برنامه ششم توسعه که بر تفویض برخی اختیارات حاکمیت و وابستگی متقابل کشورها استوار است، ظرفیت این را دارد که استقلال ملی کشور را به مخاطره بیندازد. نظر شما در این رابطه چیست؟

حتما اینگونه است؛ امروز بیش از هر زمان روزنه های نفوذ در کشور برای تضعیف استقلال و آزادی ملت ایران افزایش پیدا کرده است. بعضی ها که کپی برابر اصل امثال میرزا ملکم خان و تقی زاده در عهد قاجار هستند و بعد از نهضت مشروطه، دیکتاتوری مضاعف را برای مردم ایران سوغات آوردند، امروز می گویند برای مترقی شدن و تشخص پیدا کردن در دنیا، باید از فرق سر تا نوک پا غربی شد! با این تفکر، مگر استقلال دیگر معنایی دارد؟ این تفکرات، ضد استقلال و عزت ملی است و در نهایت به خودکامگی شبه مدرن منجر می شود. بنابراین دوستان انقلابی مراقب اتفاقاتی که در کشور می افتد باشند؛ نکند دچار خواب آلودگی شوند و عده‌ای انقلاب اسلامی را مسخ کنند.

برنامه ششم توسعه چه نسبتی با اقتصاد مقاومتی دارد؟ این برنامه برای پیشرفت، آیا بر توان و ظرفیت های داخلی متکی است؟

برنامه ششم مانند ظاهر کلام خیلی از مسئولین، با اقتصاد مقاومتی تعارض آشکاری ندارد لکن مگر در این دو – سه سال، در عمل وقعی به اقتصاد مقاومتی گذاشته شده است؟ عمل مهم است که تا الان نسبتی با اقتصاد مقاومتی نداشته است و حتی در مواردی بر ضد آن عمل شده است. دولت یازدهم با وجود بلاهایی که آمریکایی ها بعد از برجام بر سر کشور آورده اند، هنوز به برجام امیدوارند و اقتصاد مقاومتی را جدی نگرفته اند. در ماه های گذشته حتی صحبت از برجام ۲ و ۳ هم شده است! به نظر من، برجام ۲ و ۳ یعنی خواندن فاتحه انقلاب و لذا رهبر معظم انقلاب در فرمایشات بسیار مهمی که در نخستین روز سال ۹۵ داشتند جلوی تداوم طرح آن را گرفتند. بهرحال روشن است که تنها داروی درمان اقتصاد بیمار ایران اقتصاد مقاومتی است و کوتاهی و دفع الوقت در این زمینه، خیانت به کشور است. البته من امیدوارم در سال ۹۵ شاهد گام های موثر قوه مجریه در زمینه اقتصاد مقاومتی باشیم. آیه یأس هم نمی خوانیم؛ واقعا دوست داریم در این دولت کارهای خوبی انجام شود لذا منتظریم ببینیم چه اتفاقی می افتد.

صنعت نشر، به عنوان یک صنعت فرهنگی فراگیر، چه نقشی را باید در قوام بخشی به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ایفا کند؟ و جایگاهی که برای صنعت نشر در الگوی پیشرفت ترسیم می شود، چگونه جایگاهی است؟

ببینید ما باید یک جریان انتشاراتی قوی در زمینه الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت داشته باشیم. این موضوع باید برای نشر کشور خصوصا ناشران انقلابی یک اولویت اصلی محسوب شود و هر ساله دهها کتاب قوی در این زمینه منتشر بشود. اخیرا که نشست جبهه مردمی در مشهد در موضوع الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت برپا شده بود، با دهها اثر آماده روبرو شدیم که به دلیل عدم همکاری بعضی ناشران منتشر نشده بود! چرا باید اینگونه باشد؟ ناشران انقلابی همت کنند حتی یک کتاب در این زمینه روی زمین نماند. همه با بهترین کیفیت چاپ و توزیع شوند. از طرف دیگر، صنعت نشر کشور به دلیل کم کاری ها و بی تدبیری ها، ورشکسته است و تنها راه خروج آن از ورشکستگی، رو آوردن به اقتصاد مقاومتی است. دقت بفرمایید که اقتصاد مقاومتی یکی از قطعات مهم پازل الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت است و اگر صنعت نشر به طور مبتکرانه به سمت اقتصاد مقاومتی برود، عملا در پازل الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت عمل کرده است.

خواندن 1989 دفعه

نظر دادن